اشتراک

رضوی: امارات اولین کشور حاشیه خلیج فارس است که توانست فضای سکولار را در کشورش رواج بدهد.

کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه کشور امارات دارای امتیازات ویژه‌ای هست ، گفت: امارات اولین کشور حاشیه خلیج فارس است که توانست فضای سکولار را در کشورش رواج بدهد.

سید محممد جعفر رضو ی کارشناس مسائل غرب آسیا در گفت‌وگوزنده ایستاگرامی با واحد بین الملل اتحادیه دفترتحکیم وحدت، با تشریح جنگ بین اعراب ، گفت: تاریخچه جنگ هایی که در حقیقت بین رژیم صهیونیستی و کشورهای اسلامی و عربی رخ داده عمدتا از سال ۱۹۴۸ یعنی اشغال فلسطین محاسبه میگردد اما اصل قضیه تقریبا به بعداز تشکیل جنبش صهیونیست برمیگرده اما شکل جنگ های کلاسیک و امثالهم که ارتش های جهان برای آن تعریف دارند نبوده اما در حقیقت جنگی بوده بین فلسطینی ها و صهیونیست ها.

سوال اول : تاریخچه جنگ بین اعراب و اسرائیل را توضیح دهید.

بخش اول درگیری ها سال ۱۹۱۷ در زمان اعلامیه بالفور بوده بعداز اعلام آن توسط نخست وزیر انگلستان در کل دنیا اعلام شد و در حقیقت انگلیسی ها تعهد دادند که چیزی را تحت عنوان قوم یهود در سرزمین فلسطین برای تمام یهودیان دنیا بوجود بیاورند و فلسطینی ها نسبت به آن واکنش نشان دادند ، به طور مشخص خانواده الحسینی نسبت به این موضوع واکنش جدی نشان دادند چرا که ایشان از قدیم کلیددار ، مفتی ها و امامان مسجد الاقصی بودند ، پیگیری های اینها هم زمان با جنگ جهانی دوم بود و فلسطینی ها هم به نوعی درگیر آن شده اند که باعث شد پیگیری ها به جایی نرسد و از طرفی سازمان جهانی به این صورت بوجود نیامده بود هرچند جامعه ملل دوسال یعداز آن تشکیل شده بود ولی باز هم پیگیری ها به جایی نرسید و کارهایی که فلسطینی ها کرده بودند تحت عنوان درگیری تلقی شد درحالی که آنها به شدت مقابل مهاجرت یهودی هایی که از اوایل قرن بیستم انجام میشد مقاومت میکردند ، فقط فلسطینی ها نبودند بلکه مسلمانان کشورهای دیگر از جمله اردن  ، سوریه ، عربستان ، ایران و عراق حرکت میکردند و از ورودشان جلوگیری میکردند ، مثلا سیدقطب از ایران

بخش دوم زمانی است که قیمومت فلسطینی ها را به انگلیسی ها میدهند که دومین درگیری ها در این برهه اتفاق میافتد ، دقیقا جنگ هایی که فلسطینی ها با انگلیسی ها و جوخه های ترور یهودی که در داخل آنجا بوده اند رخ میدهد ، مهم ترین آنها انقلاب براق، انقلاب یافا و قیام شیخ عزالدین قسام است که در سال ۱۹۳۶ شروع و سال ۱۹۳۹ به پایان رسید ، در این دوره بازهم فقط فلسطینی ها درگیر نبودند و قشر قابل توجهی از مسلمان ها از جمله تونس و بعضی از کشورهای شمال آفریقا حضور داشتند . دوره های معرفی شده زمان هایی هستند که هنوز اشغال توسط صهیونیست ها شکل نگرفته است.

بخش سوم شروع اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ صورت میگیرد که همزمان با این موضوع جنگ معروف بین اعراب و اسرائیل به صورت کلاسیک شکل میگیرد که توسط صهیونیست ها به جنگ استقلال معروف شده است ، مهم ترین ویژگی این جنگ همکاری تمام کشورهای عربی با هم متحد برای از بین بردن این غده سرطانی است ولی به نتیجه نمی­رسد چون در همین زمان صهیونیست ها برای جلوگیری از شکست، مذاکرات پشت پرده را با سران کشورهای عربی حاضر در جنگ رقم میزنند که میتوان از مهم ترین آنها به مذاکره ملک حسین پادشاه اردن که قوی ترین ارتش را داشته است اشاره کرد. بخاطر این مذاکرات ارتش اردن تا ۲۰ کیلومتری تل آویو متوقف میشود که نتیجه جنگ را تغییر میدهد و سایر کشورها همچون سوریه ، مصر و عراق که ارتش هایی منظم و سازماندهی شده نداشتند و همچنین داوطلبانی که از کشورهایی همچون لیبی ، تونس ، شمال آفریقا ، افغانستان ، پاکستان و عربستان حضور داشتند نتوانستند نتیجه را تغییر دهند و جنگ اول بدون نتیجه تحت عنوان صلح به اتمام میرسد اما در پایان با تصویب خواسته های رژیم صهیونیستی به اتمام میرسه و اولین شکست کشورهای اسلامی و عربی از رژیم صهیونیستی رقم میخوره

بعد از دوره فوق فلسطینی ها به کشورهای اطراف سفرمیکنند تا بتوانند ارتش های جدیدی را برای مقابله با رژیم صهیونیستی شکل بدهند ، سال ۱۹۵۴ دومین جنگ شکل میگیرد این مورد با سایر موارد فرق میکند به نوعی که صهیونیست ها با کمک فرانسه در تلاش برای مجبور کردن کشورهای مسلمان برای پذیرفتن خواسته های خود بودند درحقیقت حمله هم از طرف صهیونیست ها و فرانسوی ها صورت گرفت که نتیجه این جنگ هم اشغال شهرهای بیشتری از مناطق فلسطینی به نفع صهیونیست ها بود چرا که در این زمان کشورهای عربی به هیچ عنوان آمادگی لازم برای ورود به جنگ را نداشتند

جنگ بعدی جنگ ۱۹۶۷ که معروف به جنگ شش روزه است که در کشورهای اسلامی به جنگ رمضان معروف شد ، جنگ به این صورت است که سوریه ، مصر و عراق علیه رژیم صهیونیستی وارد جنگ میشوند تا این رژیم را از بین ببرند. اما بعدها مشخص شد که رژیم صهیونیستی از طریق جاسوسانی که از جنگ ۱۹۵۴ وارد ارتش مصر کرده بودند کاملا از وقوع جنگ باخبر بودند ، به همین خاطر ۴۸ ساعت قبل از اینکه عبدالناصر دستور جنگ را صادرکند نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی به پایگاه های هوایی مصر حمله کرده و ۷۰ درصد ناوگان هوایی جنگی مصر را از بین میبرند و مصری ها باتوجه به اینکه در عرصه زمینی هم برنامه ریزی قابل توجهی را داشتند بعداز شروع جنگ توسط صهیونیست ها به پیش روی های خوبی دست پیدا میکنند ولی با شکست جنگ را به اتمام میرسانند در این جنگ بخشی از کرانه باختری ، نوار غزه و قدس توسط صهیونیست ها اشغال میشود

جنگ بعدی جنگ ۱۹۷۳ توسط مصر سرمیگیرد و ارتش رژیم صهیونیستی را تا مرز نابودی پیش میبرد. باتوجه به اینکه رژیم صهیونیستی تلاش میکند ناوگان هوایی مصر را نابود کند ، مصری ها باتوجه به تجربه ای که بدست آورده بودند تمرکز خود را در عرصه زمینی میگذارند و میتوانند بخشی از صحرای سینا را پس بگیرند و آنها را از کانال سوئز تا فلسطین عقب برانند که توسط اسرائیلی ها در سال ۱۹۶۷ اشغال شده بود ، در پیمانی که بعد از جنگ بسته میشود مشخص میکنند که کرانه باختری و نوار غزه و قدس باید از اشغال صهیونیست ها درآید.

تا این دوره جنگ های اسرائیل و اعراب خاتمه پیدا میکند و سیاست خارجه رژیم صهیونیستی به سمتی حرکت میکند از وقوع جنگ که جلوگیری کند.

سوال دوم : عرصه سیاست خارجی رژیم صهیونیستی و عادی سازی روابط از چه زمانی شروع میشود؟

سیاست خارجی رژیم صهیونیستی به چهار بخش تقسیم میشود :

۱٫ دوره تخاصم

دوره ای که صهیونیست های به صورت علنی وارد جنگ با کشورهای عربی میشوند مانند بخش قبلی که گفته شد که در این دوره حاکمان رژیم صهیونیستی چپ گرایانی که نگاه سوسیالیستی دارند هستند که غالبا از شوروی سابق بوده و حاکمان عرصه سیاسی اسرائیل محسوب میشوند این عرصه در سال ۱۹۷۳تمام میشود زیرا ترس بسیاری نسبت به مصر پیدا کرده که اگر مصر مقداری مصمم تر در این جنگ عمل میکرد امکان نابودی رژیم صهیونیستی هم بود

۲٫ دوره صلح

دوره ای که با کشورهای عربی و اسلامی که در جنگ بوده به صلح بپردازند و اولین نتیجه آن را در کمپ دیوید اول ۱۹۷۹ شاهد هستیم ، عبدالناصری که در ۱۹۷۴ حمله میکند به رژیم صهیونیستی دستیار اولش انور السادات بوده که جنگ را مدیریت میکردند ، بعد از کشته شدن عبدالناصر ۱۹۷۷ یعنی ۴ سال بعداز جنگ، انور سادات در کنست رژیم صهیونیستی سخنرانی میکند و سیاست مذاکره و صلح صهیونیست ها پاسخ میدهد و دوسال بعد کمپ دیوید امضا میشود و مصر رسما با رژیم صهیونیستی صلح میکند ، و در سال ۱۹۹۴ اردن هم در پیمانی وادی عربه بخش دوم پیمان با صهیونیست ها شکل میگیرد و باتوجه به قرار داد صلح امارات با اسرائیل ، این کشور اولین کشور عربی صلح کننده نبوده بلکه مصر و اردن جزو اولین ها بوده و همچنین کشورهایی مثل موریتانی و سودان جنوبی هم روابط مستقیم با اسرائیل دارند ، پس این دوره معروف به دوره صلح که یعنی جنگی دیگر به صورت مستقیم صورت نگیرد ، صدام هم اگر در سال ها بعد چند موشک به رژیم صهیونیستی میزند ولی هیچ وقت قصد حمله را نداشته بخاطر این بوده که آمریکایی ها در آن زمان پشتش را خالی کرده و به آن دلیل این کار را انجام داده است.

۳٫ دوره روابط پنهان

از اواسط ۱۹۷۵ به بعد شاهد روابط پنهان کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی هستیم میتوان برای تایید این ادعا به سه جلد کتاب حسنین هیکل مراجعه کرد با موضوع گفتگوهای سری اعراب و اسرائیل ، این روابط تا سال ۲۰۱۰ کماکان ادامه دارد و از سال ۱۹۹۴ به بعد مقداری نوع روابط پنهان متفاوت میشود چون سازمان آزادی بخش فلسطین مستقیما با صهیونیست ها توافقنامه اسلو را امضا کرده، رسما آنها را به رسمیت میشناسد ، وقتی فلسطینی های سازشکار رسما اینکار را انجام می دهند سایر کشورها هم وارد میشوند و این کشورها عمدتا کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند ، بعداز بررسی موضوع روابط پنهان اسرائیل نتیجه میگیریم که سرمنشا این اتفاقات بعداز شکل گیری حکومت خودگردان فلسطین است ، باتوجه به توافق نامه اسلو در فلسطین روابط جدید پنهانی شکل میگیرد که نتیجه آن این میشود که کشورهایی که پیش از این جرات ورود به عرصه مذاکره با اسرائیل را نداشتند وارد این عرصه میشوند که عمدتا کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند و مثل اتیوپی و سودان

۴٫ دوره روابط آشکار

که از سال ۲۰۰۸ و به طور مشخص سال ۲۰۱۴  شروع شده است ، سفرهای «دوری گلد» به عربستان به طور رسمی انجام میگردد. «محمد دحلان» که در مزدور بودنش شکی نیست. زمانی که از غزه فرار کرد عکس هایش با صهیونیست ها پیدا شد. حالا کسی که اینطور دست نشانده صهیونیست هاست به مشاور امنیتی امیر ابوظبی انتخاب میگردد و شیخ ابوظبی به عنوان کسی که قرارداد عادی سازی روابط امارات با اسرائیل را رغم میزند مشاورش دست نشانده اسرائیل محسوب میگردد ، محمد دحلان دارای پرونده حمل سلاح از اسرائیل به لیبی میباشد.

عادی سازی روابط از سال ۲۰۱۴ توسط نتانیاهو به دست یوسی کهن سپرده میشود کسی که شخصیت ویژه و تخصص های خاصی دارد و این عادی سازی روابط به خاطر ارتباطاتی که ایشان دارند رقم میخورد

سوال سوم : چرا امارات در این برهه انتخاب میگردد به عنوان کشور هدف و چه تفاوتی بین این نوع اعلام روابط با سایر کشورها وجود دارد؟

انتخاب امارات به خاطر وجود فاکتورهای متعددی است:

  • امارات از سال ها قبل به عنوان یکی از اقمار زیرمجموعه آمریکا در منطقه محسوب می شود. آنها روی این کشور سرمایه گذاری کردند و شما میتوانید ببینیند این کشور که چیزی از منابع طبیعی ندارد چطور به این همه تکنولوژی دست پیدا میکنند ، شروع این سرمایه گذاری از سال ۲۰۰۰ بوده است حالا می خواهند از آن بهره برداری کنند.
  • آمریکا روی کشورهایی سرمایه گذاری میکنند که از نظر سیاست بین الملل به کشورهای میکرونزی معروف هستند یعنی فاکتورهای قدرت و دولت را به طورکامل در اختیار ندارند مثلا پاناما ، جزایر مالاوا و… ، اما امتیازاتی دارند و مهم ترین آن داشتن حق رای در سازمان ملل است. امارات از این دست کشورها است. این کشور همه مولفه های قدرت را ندارد لذا نمیتواند خطری برای آمریکا محسوب شوند. امارات مولفه جمعیت، جغرافیا و مشروعیت را ندارد ، تنها مولفه ای که دارد پول است که میتواند فقط اهداف آمریکا را پیش ببرد
  • امارات اولین کشور حاشیه خلیج فارس است که توانست فضای سکولار را در کشورش رواج بدهد تا مردم سنت ها را راحت تر کنار بگذارند و فضای فرهنگی را تغییر دهد مثلا از سال ۲۰۱۴ اولین کنیسه یهودی در آنجا تاسیس شد که چند نفر از حاخام های یهودی آمریکایی به صورت مستقیم رابطه دارند و رفت و آمد میکنند
  • رقابتی که بین امارات و عربستان وجود دارد یک دلیل دیگر است. امارات به دنبال نشان دادن خود است و می خواهد بازی سازی خودش را در منطقه برای آمریکایی ها اثبات کند. لذا تلاش کردند که هرچه زودتر بتوانند این فضا را برای رژیم صهیونیستی بوجود بیاورند
  • درحال حاضر عربستان سعودی به علت گرفتاری در موضوعات پرونده خاشقچی و جنگ با یمن امکان ورود به این عرصه را ندارد. جامعه عربستان به شدت متحجر بوده و سخت میتوانند تغییرات فرهنگی غربی را در عربستان بوجود بیاورد در موضوعاتی مثل کنسرت ، رانندگی خانم ها و امثالهم بن سلمان با زور و تحمیل اقدام به اجرای این امور شد. برای همین عربستان نمیتوانست وارد این عرصه به جای امارات شود

سوال چهارم : آیا ارتباطی بین انفجار بیروت و قرارداد امارات با اتفاقات موجود در آمریکا و اسرائیل علی الخصوص انتخابات این دو کشور وجود دارد ؟

مطمئنا ارتباط وجود دارد ، راهبردی که آمریکا و اسرائیل در این موضوعات دارند به این صورت است که مجموعه ای از پلن ها را کنار هم گذاشته و اینها را باهم اجرا کرده، هم زمان پیش میبرند در حین اجرا تلاش میکنند از فرصت های هرکدام استفاده بکنند. حادثه بیروت رقم می­خورد تا لبنان  زمین بخورد و همه کشورها منتظر رقم زدن اتفاقی از سوی لبنان هستند بعد بلافاصله موضوع امارات رو راه می اندازند تا موضوع بیروت را کاملا خنثی کند. اگر عادی سازی اتفاق می افتد در عین حال افکار عمومی مردم را هم آماده میکنند که ببینید ما مقاومت را هم زدیم و بعد ارتباطی با کشورهای عربی برقرار کردیم

ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در آستانه انتخابات هستند و نیاز به این دارند که هردو پلن را باهم پیش برند و مطمئن باشید اینها باهم ارتباط دارند. مسیر اصلی همه این پلن ها خط مقاومت و ضربه زدن به آن و کاهش نفوذ آنها در منطقه است چرا؟ چون مقاومت توانست منطقه را از دست اسرائیل و آمریکا در بیاورد.

Related Posts

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *