اشتراک

مصاحبه واحد فرهنگی با رضا اسماعیلی پیرامون مسائل حفظ و نشر کتاب

۱ وضعیت امروز محتوای کتاب‌های ما و توضیح روندی که ما را به اینجا رسانده است؟

صحبت کردن در باره محتوای کتاب های درسی و نقد و ارزیابی آنها مقال و مجالی گسترده می طلبد و در یک گفت و گو یا یادداشت نمی توان به همه ابعاد آن پرداخت. بدیهی است این مسئله هم مثل همه مسائل موافقان و مخالفانی دارد. اگر از این زاویه به مسئله نگاه کنیم، برای این که یک طرفه به قاضی نرفته باشیم، باید برای قضاوت درست هم به حرف موافقان گوش کنیم، هم مخالفان. موافقان این مسئله بر این اعتقاد و باورند که ضعف محتوایی کتاب های درسی به خاطر کم دانشی و ضعف مولفان نیست، بلکه بیشتر به نارسایی نظام آموزشی ما برمی گردد. این بزرگواران می گویند تا آموزش و پرورش دغدغه اصلی مسئولان ما نباشد، بحث در مورد نقاط قوت و ضعف کتاب های درسی بی معناست و باید به وضعیت موجود راضی بود و از وضعیت مطلوب سخنی بر زبان نیاورد. سخن مخالفان نیز این است که استدلال هایی از این دست نوعی فرافکنی و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت پاسخگویی است.

اما آنچه که مقرون به صلاح و صواب است استقبال از تعامل، گفت و گو و هم اندیشی برای شناخت نقاط قوت و ضعف کتاب های درسی و تلاش برای برطرف کردن آنهاست. زیرا با گرفتن انگشت اتهام به سمت هم هیچ گره ای گشوده نخواهد شد و تا قیام قیامت چرخ بر همین پاشنه خواهد چرخید!

بله، من نیز بر این باورم که کتاب های درسی کامل نیست و مشکلاتی دارد. ولی نقد باید به همراه ارائه راهکارهای عملی و پیشنهادهای علمی و سازنده باشد. پس شایسته تر آن است که به جای انتقاد صرف، به دنبال راه چاره باشیم. صد البته برای چاره اندیشی باید کاستی ها و نارسایی های وضع موجود را شناخت و آنگاه به نوشتن نسخه پرداخت. پس خوب است به صورت عالمانه – نه هیجانی – در این مهم تامل و تدبر کنیم تا راه برون رفت از این تنگنا را بیابیم.

۲ چه عناصری در به وجود آمدن این سطح محتوایی تاثیرگذار بوده است؟

بدیهی است که در هر امری علاوه بر متر و معیارهای علمی، ذوق و سلیقه شخصی نیز دخیل است. البته مولفان ارجمند کتاب های درسی باید تا حد امکان بی طرفی و بی غرضی خود را در گزینش مطالب و اشعار حفظ کنند تا در چاه و چاله «ذوق و سلیقه شخصی» سقوط نکنند. بدیهی است که من به عنوان یک شخصیت حقیقی دوستدار گروهی از شاعران و نویسندگان باشم و به مطالعه آثار آنان علاقه مند. ولی در مقام مولف کتاب های درسی باید دور این علاقه را خط بکشم و فارغ از گرایش های شخصی، با متر و معیار علمی و متناسب با نیاز دانش آموزان این مهم را به سامان برسانم. در غیر این صورت، کار من نوعی خیانت در امانت است.

۳ وزارت فرهنگ و ارشاد در این مسیر، برای بهبود محتوای کتب چه فعالیتی داشته است ؟

متاسفانه اطلاعات دقیقی در این حوزه ندارم. شایسته تر آن است که این سوال را از کسانی بپرسید که اشراف بیشتری نسبت به این موضوع دارند.

۴ اصلا به جز خود نویسندگان، کسی در ساختار نظام، دغدغه فرهنگی برای هدفمندسازی محتوای کتب را دارد؟

تا آنجا که اطلاع دارم تیمی از مولفان که اکثرا از استادان دانشگاه و صاحب تالیفاتی در حوزه زبان و ادبیات فارسی هستند، مسئولیت تالیف کتاب های درسی را بر عهده دارند. من با بعضی از این دوستان سابقه رفاقت و دوستی دارم و بر تقوای علمی و بی طرفی آنان شهادت می دهم. اما به این نکته نیز اعتراف می کنم که کتاب های درسی  دارای کاستی ها و ضعف هایی است که باید با همفکری و مشارکت جامعه شریف فرهنگیان و معلمان و حتی نظرسنجی از دانش آموزان برطرف شود.

۵ ناشران چه تاثیری بر قلم نویسندگان دارند؟ آیا این صحیح است که نویسندگان برای این که کتب‌ شان منتشر شوند مجبورند گاها کانالیزه عمل کنند ؟

این امر در شرایط فعلی چاپ و نشر واقعیتی غیرقابل انکار است. چون ناشر به دنبال چاپ کتابی است که برگشت سرمایه داشته باشد و در بازار کتاب از سوی مخاطبان مورد استقبال قرار گیرد. البته در گذشته هم همین طور بوده است. ناشرانی که صرفا به دنبال چاپ آثار فاخر ادبی و علمی باشند معدود و انگشت شمارند. از همین رو به سمت و سوی «آنچه شما خواسته اید» حرکت می کنند. البته نویسند گان و شاعران شاخص و نام آور کمتر تن به «دیگرسانسوری» یا «خودسانسوری» می دهند. این گروه از مولفان به خاطر وجهه ای که در جامعه ادبی کشور دارند، برای چاپ کتاب های خود حاضر نیستند تن به هر شرایطی بدهند و چوب حراج بر اعتبار و حیثیت ادبی خود بزنند. ولی شاعران و نویسندگان جوان و گمنام برای چاپ کتاب خود ناگزیرند به چنین شرایطی تن بدهند.

۶ یک مقدار از مافیای ناشرین صحبت بفرمایید.

این مسئله «قصه ای است پر آب چشم». اجازه بدهید از زبان مولانا در جواب شما بگویم:

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر!

البته این مسئله مطلق نیست و هستند ناشران شریفی که دغدغه فرهنگ دارند. این گروه از ناشران حاضرند با سیلی صورت خود را سرخ کنند، ولی به آلودگی هایی از این دست تن ندهند.

۷ وضعیت قرارداد‌های مالی نویسنده در انتشاراتی ‌های ما چگونه است ؟ آیا درصدی که نویسنده دریافت می کند عادلانه است یا خیر؟

اصلا و ابدا… این اعتراف تلخی است که بگویم فرهنگ و اصحاب فکر و فرهنگ همیشه در کشور ما مظلوم بوده اند. در روزگار ما نیز این مظلومیت همچنان ادامه دارد. این که سعدی – که رحمت خدا بر او باد – گفته است: «هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده. وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است، هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند…» این سخن مال روزگار ما نیست و در این عصر و زمانه مصداق ندارد. درست تر آن است که بگوییم: «هنرمند هر جا که رود زجر بیند و بی اجر نشیند!».

۸ در مجموع نظرتان از وضعیت رعایت حق مولف و حق ناشر چگونه است ؟

در وضعیت فعلی ناشر و نویسنده حکم «کارد و پنیر» را دارند و رابطه «ارباب و رعیتی» بین آنان حاکم است! اصلا حق و حقوقی در کار نیست. متأسفانه اکثر ناشران هیچ گونه حق و حقوقی برای مولفان قائل نیستند. کتاب را با سرمایه مولف و در بدترین شکل ممکن چاپ می کنند و «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…». اجازه بدهید برای حفظ آبروی اهل قلم، بیش از این بر این زخم کهنه نمک نپاشیم. به تعبیر شاعر:«بهتر آن است که سربسته بماند این راز».

Related Posts

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *