...

تاريخ انتشار: 19 آبان 1393 - 19:00:11
 نسخه چاپی ارسال به دوستان
قیام امام حسین حرکتی به سوی فنا شدن نیست بلکه عین بقاست/ زهرا نبیونی

زهرا نبیونی؛ گاهی با همه ی ادعایمان در دانش و طرح ایده های جدید وحتی تئورسین نامیدن و پنداشتن خود لزوم پایین آمدن از موضع خود بزرگ بینی و افراط و عدم اصرار بر عقاید شخصی  و گاهی حتی رجوع به مفاهیم ساده ی اولیه در مسائل مختلف در بسیاری از انسانها تا گلوگاه اضطرار احساس می شود.

اینکه بپذیریم و معترض نباشیم ، اینکه به عقل نچندان کامل خود بسنده نکنیم گاهی لازم است، همانطور که نگاه نقادانه داشتن ، تابع محض نبودن و نپذیرفتن بی تفکر و تعقل واجب!

اینکه رسالت قلم و زبان را نادیده بگیریم و بغض شخصی را در رد حق و یا حتی  باطل دخیل کنیم  و این احساس هرچند وقت یک بار در ما به وجود بیاید که باید برای تنوع دستی بر باور ها ببریم و حداقل در لفافه ی کلمات پر طمطراق انحرافی در باور ها ایجاد کنیم و بعد ادعا کنیم که این تنها نظر شخصی ماست! هیچ کدام مسیر جوانمردانه ای برای پررنگ جلوه کردن و بر سر زبان ها افتادن نیست .

استفاده ی ابزاری از مفهوم عمیقی به نام عاشورا شاید مثال بارز این گونه عقده گشایی هاست. واقعه ای که نه منسوب به عقل مطلق است و نه عشق مطلق. و شاید تلفیقی باشد از عقل تام و عشق تام .

اینکه  شخصی چون امام حسین (ع)  در شهر و دیار خود، در مکه و مدینه از احترام برخوردار است ، در یمن آن زمان تعداد زیادی شیعه زندگی می کند . پس چرا امام ترجیح ندادند که بروند گوشه ای تا نه ایشان به یزید کاری داشته باشند و نه یزید با حضرت؟ این همه مرید و شیعه ، چرا ترجیح ندادند که به زندگی عادی و عبادت و تبلیغ بپردازند؟ چرا قیام؟

مقام معظم رهبری در سخنرانی در سال ۷۵ در روز عاشورا به این نکته اشاره می کنند ؛

کسانی که گفته اند هدف امام حسین ع از قیامشان حکومت بود یا هدف شهادت بود میان هدف و نتیجه خلط کرده اند.امام حسین (ع) هدف دیگری داشت منتها رسیدن به آن هدف دیگر حرکتی را می طلبید که این حرکت یکی از دو نتیجه را داشت ” حکومت” یا ” شهادت” !

امام حسین( ع) قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبارت از تجدید بنای نظام جامعه ی اسلامی ، یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه ی اسلامی است انجام دهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهی از منکر است. البته این کار گاهی به نتیجه ی حکومت می رسد و گاهی هم به نتیجه ی شهادت. امام حسین ع برای هر دوی این ها آماده بود .

گفتمان تضحیهی که عده ای این روز ها مطرح می کنند در نگاه همانان که مطرحش می کنند فدا شدن صرف است  و این تفکر را منتقل می کنند که هدف از قیام تنها فدا شدن است آن هم با یک دید شاعرانه که” خون من پای ظلم را بلغزاند” و ادعا می کنند به این اندیشه که پشت این تضحیه هیچ آینده نگری وجود نداشته و تنها با توجه به شرایط زمان خودش انجام گرفته است حال اینکه این نگاه آن چیزی نیست که مربوط به آن حادثه ی عظیم باشد.

هدف سید الشهدا (ع) ورای این تئوری ها ،برای احیا ی یک واجب بود. واجبی که شخص پیامبر( ص) آن را مطرح کردند اما  زمان اجرای این واجب آن چیزی است که باید سنجیده می شد.

آن حکم مربوط به برگرداندن جامعه ی منحرف به خط اصلی است و بدیهی است که زمانی باید اجرا شود که آن انحراف به وجود آمده باشد  و از طرف دیگر موقعیت مناسب باشد تا اثر بخش شود. . حال در زمان امام حسین (ع) آن انحراف به وجود آمده بود پس امام حسین باید قیام می کرد در برابر حاکم اسلامی ، که حتی ظواهر اسلام را هم رعایت نمی کرد و علنا با اسلام به مخالفت می پرداخت .

مقام معظم رهبری در این رابطه مثال جالب توجهی را بیان فرموده اند:

که حاکم در راس قله است آنچه از او تراوش می کند در همان جا نمی ماند ( بر خلاف مردم عادی) بلکه می ریزد و همه ی قله را فرا می گیرد . مردم عادی جای خودشان را دارند و البته هرکس که بالاتر است و موقعیت بالاتری در جامعه دارد، فساد او ضررش بیشتر است. آن کس که در راس قرار گرفته است اگر فاسد شود، فساد او می ریزد و همه ی فضا را پر می کند  همچنان اگر اصلاح شد ، صلاح او می ریزد و همه ی دامنه را پر می کند.

 در زمان امام حسین (ع) کسی خلیفه ی مسلمین شده است، مثل چشمه ای که مرتب آب گندیده تراوش می کند و همه ی دامنه را پر می کند ، فساد او هم همه ی جامعه ی اسلامی را پر می کند . و این دلیل محکمی برای شروع قیام توسط اباعبدا… بود.

حال آنکه این واجب در زمان معاویه معنایی نداشت و اگر امام می خواستند در زمان معاویه قیام کنند  علاوه بر اینکه عهد شکنی محسوب می شد  و این از مرام اهل بیت خارج است بی فایده بود چراکه پیام او دفن می شد و به گوش آیندگان نمی رسید و این به خاطر وضع حکومت و سیاست های زمان معاویه بود .

علامه جعفری در این زمینه اشاره فرموده اند که ؛

سکوت امام حسین ع در روزگار تیره و تار معاویه ناشی از تعهد به متارکه ی جنگ بود که در زمان برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) با معاویه بسته شده بود . حسین که شخصیتش در جاذبیت ارزش های عالی انسانی – الهی بود می فهمید که عظمت اصل وفا به عهد چیست و این اصل شایسته ی هر گونه گذشت و فداکاری است، نه معاویه که همه ی مفاد آن عهد را که برای متارکه ی جنگ با امام حسن را زیر پا گذاشت  و ضد همه ی آن تعهدات عمل نمود.

علت قیام امام حسین از گفته ی خود ایشان برداشت می شود وقتی  که در جواب ولید که حضرت را برای بیعت با یزید احضار کرد به او فرمودند: ” ننظر و تنظرون این احق بالبیعه و الخلافه”  تا صبح برویم و فکر کنیم و ببینیم ما باید خلیفه بشویم یا یزید!

و جمله ی تکان دهنده ی ایشان در جواب مروان وقتی از حضرت خواستند که با یزید بیعت کنند و از این لفظ استفاده کرد که خودتان را به کشتن ندهید ! که فرمودند:

” انا لله و انا الیه راجعون وعلی الاسلام السلام ، اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید” دیگر باید با اسلام خداحافظی کرد و بدرود گفت آن وقتی که یزید بر سر کار بیاید و ایلام به حاکمی مثل یزید مبتلا شود!

شهید مطهری نیز در کتاب حماسه ی حسینی اشاره می کند  که در کنار دعوت مردم کوفه از امام به عنوان عامل فرعی قیام  تقاضای بیعت با یزید بن معاویه را ذکر می کند که پذیرفتن بیعت از سوی امام حسین تثبیت خلافت موروثی از طرف امام حسین (ع) بود. و مفسده ی دوم را نیز شخصیت خاص یزید دانستند که از شدت فسق و فجور وضع آن زمان را از هر زمان دیگری متمایز می کرد.

ایشان هم عامل سوم در قیام عاشورا و مهمترین آن را امر به معروف و نهی از منکر دانستند. و امام حسین (ع) بدون توجه به دو عامل قبلی  از اوضاع زمان و وضع حکومت وقت انتقاد می کند و شیوع فساد را متذکر می شود،تغییر ماهیت اسلام را یادآوری می کند.حلال شدن حرام ها و حرام شدن حلال را بیان می نماید و متذکر می شود که وظیفه یک مرد مسلمان است که در مقابل چنین حوادثی ساکت نباشد.

این فریضه ی الهی امر به معروف و نهی از منکرحتی در سطوح پایین اجتماعی به حدی قابل توجه است که جوانانی چون شهید خلیلی ها خود را فدای آن می کنند.پس ادراک که این مسئله دشوار نیست که بزرگی ابعاد انگیزه و هدف سید الشهدا ارزش انجام این فریضه را دو چندان می کند.

و پاسخی است برای آنان که در تردید این باورند که امر به معروف و نهی از منکر ظرفیت قیام اباعبدالله را داشته است  یا نه؟

و مبارزه ی مسلحانه در این سطح که نه فنا شدن و به گفته  ی بعضی ها فرهنگ تضحیه است، بلکه عین بقاست.

امام حسین هم در هنگام خروج از مکه وقتی در منزلی به نام” بیضه” رسیدند فرود آمدند و حضرت به لشکر دشمن از قول رسول خدا (ص) فرمودند:اگر کسی ببیند حاکمی در جامعه ،بر سر کار است که ظلم می کند ،حرام خدا را حلال می شمارد ،حلال خدا را حرام میشمارد ،حکم الهی را کنار می زند ؛عمل نمی کند ؛و دیگران را به عمل وادار نمی کند؛یعنی در میان مردم ،با گناه،با دشمنی و با ظلم عمل می کند ؛حاکم فاسد ظالم جائر ،که مصداق کاملش یزید بود ، و با زبان و عمل علیه او اقدام نکند خدای متعال در قیامت این ساکت بی تفاوت بی عمل را هم به همان سرنوشتی دچار می کند که آن ظالم را دچار کرده است ، یعنی با او در یک صف و یک جناح قرار می گیرد.

پس این تکلیف و حکمی است که شخص پیامبر مشخص کرده بودند چه برای ائمه قبل از امام حسین و چه ائمه بعد از ایشان و تکلیف همان” یغیر بقول و فعل”  است که اماکم در آن برهه ی زمانی به آن جامه ی عمل پوشاندند  و فرمودندکه : ” انی احق بهذا”  و من از همه بر این امر شایسته ترم.

امام حسین (ع) با قیام خود اسلام را برای همه ی زمان ها بیمه کرد. و یقینا این تکلیف نه تنها بر گردن حسین که بر گردن همه ی مسلمین است که بر علیه حاکم فاسق قیام کنند و بی شک سایر ائمه ی اطهار هم اگر در شرایط زمان امام حسین بودند قدم در همین راه می گذاشتند .

 هر جا فسادی از آن قبیل باشئد امام حسین ع در آنجا زنده است  لذا برای عمل به تکلیف باید یاد امام حسین و یاد کربلا  زنده باشد. چرا که یاد کربلا این درس عملی را پیش چشم می گذارد و جوابی دندان شکن برای نظریه پردازانی با عقده های سرنگشاده است که ؛ کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

نظرات کاربران
نام:
امام علی(ع): خوشبخت ترین مردم در دنیا کسی است که از آنچه می داند برایش زیان آور است دوری کند و بدبخت ترین آنان کسی است، که از هوای نفس خود پیروی کند.
السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا السلام اي جلوه گاه ذوالمنن السلام اي کشته هاي بي کفن
کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی تحکیم وحدت می باشد.