...

تاريخ انتشار: 18 آبان 1393 - 11:27:55
 نسخه چاپی ارسال به دوستان
صدا و سیما رسانه ای ملی یا دولتی؟/ مرتضی جعفری پور

مرتضی جعفری پور؛ با صدور حکم آقای دکتر محمد سرافرز دوره سخت مهندس عزت الله ضرغامی به پایان رسید و از صبح امروز سکان این کشتی عظیم رسانه در دست مدیری نوگرا و نوآور قرار خواهد گرفت که امید است تحولات ساختاری و کوچک سازی این تشکیلات عظیم و برون سپاری به سازمانی چابک و چالاک با قدرت جذب بالای مخاطب دست یابند.

اما در روز های پایانی آقای مهندس ضرغامی قدری به ایشان و دوران مدیریت ایشان اجحاف شد و کاستی ها بدون در نظر داشتن رویش ها و اتفاقات نیکوی دوران مدیریت ایشان بررسی شد.

 چه کنیم که رسم خیلی از ما خوش استقبال و بد بدرقه بودن است. دوران ۱۰ ساله مدیریت ایشان جزو پرچالش ترین دوران های نظام اسلامی بود که با این وجود رسانه ملی تحت مدیریت جناب مهندس ضرغامی نمره قابل قبولی را به لحاظ عملکرد خواهد گرفت.ارتباط تنگاتنگ با هنرمندان،تخصصی شدن شبکه ها،توسعه کمی،جوانگرایی در انتخاب مدیران،نگاه فرا ملی و برنامه سازی و شبکه سازی با نگاه بین الملی را میتوان از نقاط قوت بارز دوران مدیریت ایشان نام برد. به همین منظور و جهت بدرقه ضرغامی، به بررسی اجمالی، سریع و البته محتوایی عملکرد وی پرداخته می شود با این امید که نقاط قوت وی در عملکرد مدیریت جدید که از نیروهای قدیمی سازمان صداوسیماست، پررنگ تر شده و نقاط ضعف او، در نحوه مدیریت سرافراز کمتر مشاهده شود.

نکته قابل توجه اینکه در این بررسی سریع، تنها به نقد مسایل محتوایی و کیفیتی اشاراتی می شود و از پرداختن به آمار و ارقام کمی پرهیز می نماییم. به جهت آنکه اولا در بعد کمیت، عملکرد ضرغامی انصافا درخور تقدیر بوده و تحولی بزرگ در ساختار درونی و بیرونی سازمان عظیم صداوسیما ایجاد شده است؛ ثانیا، معتقدیم که تحول در کمیت اگر همزمان با تحول در کیفیت نباشد، قطعا مضراتی دارد که هم اینک، در بخش هایی از جامعه نظاره گر این اتفاق ناگوار هستیم.

 به هم ریختگی در چارچوب‌های حوزه فرهنگ

- تفاوت معیار خوب و بد از شبکه ای به شبکه دیگر

یکی از مهمترین مسایلی که در عملکرد عزت الله ضرغامی طی ده سال و اندی ریاستش بر صداوسیما مشهود است، عدم تعریف دقیق و شفافی از چارچوب های فرهنگی متجانس با فرهنگ اسلامی – ایرانی است. برای تبیین این مقوله باید گفت که در رفتار اکثر برنامه سازان، مجریان، تهیه کنندگان و دست اندرکاران برنامه های صداوسیما، نوعی رفتار سلیقه ای با رعایت شرایط زمانی و مکانی برنامه ها بر صداوسیما سایه افکنده است.

به عنوان مثال، استفاده از موسیقی های تند، در شبکه ای که تعریف مذهبی تری از آن صورت گرفته، ممنوع است اما همان موسیقی، در شبکه ای دیگر برای مخاطبان پخش می شود و این دوگانگی در رفتار یک سازمان، برای مخاطب ابهام آفرین است. اگر آن موسیقی از لحاظ کیفی و مسایل شرعی و مذهبی و فرهنگی مناسب نیست، باید برای همه شبکه ها مناسب نباشد و اگر هست نیز باید در تمامی شبکه ها اجازه پخش داشته باشد.

مثال هایی از این دست به وفور در اختیار کارشناسان و مخاطبان رسانه ملی قرار دارد. فیلم هایی که پخش می شوند، پوشش مجریان (آقایان و خانم ها)، سبک اجرای برنامه و… همه بیانگر این نکته است که اگرچه برای هر شبکه ای جهت ارایه برنامه هایش تعریفی خاص پیش بینی شده، اما آن تعریف، نباید یک غیرارزش در شبکه ای را به عنوان ارزش در شبکه ای دیگر جلوه دهد.

- مدهای ضدفرهنگی که از صداوسیما به جامعه منتقل شد

یکی از دل‌ مشغولی‌های دایمی برخی خانواده های ایرانی، چگونگی ایجاد مانع برای عدم الگوپذیری نوجوانان و جوانان از الگوهای غربی جهت پوشش، رفتار و حضور در صحنه اجتماع بوده است و به همین منظور، بسیاری از آنان یا اصولا استفاده از ماهواره ها را بر خود ممنوع کرده اند و یا به شدت نسبت به جلوگیری از تقلید ضدفرهنگی از برنامه های آن تلاش می کنند.

با عرض تاسف باید گفت که برخی برنامه سازان رسانه ملی، با این بهانه که در رقابت آماری از لحاظ تعداد مخاطب با ماهواره ها به سر می برند، در ترویج مسایل ضدفرهنگی در سریال ها و برنامه های مختلف مانند برنامه کودک و… گوی سبقت را از کانال های رسمی مهاجمان فرهنگی غربی ربوده اند.

ترویج خارج از تصور عشق های بی پایه زمینی معروف به مثلثی و مربعی، تبلیغ نامتعارف تجمل گرایی و زندگی اشرافی، فقیر و ضعیف نشان دادن خانواده های مذهبی و بانوان چادری و در عوض در موضع برتر جلوه دادن بدحجاب ها و افرادی که پایه های اعتقادی محکمی ندارند، استفاده افراطی از موسیقی های تند به بهانه های مختلف، استعمال ادبیات سخیفی که به سرعت به عنوان تیکه کلام در سطح جامعه منتشر می شود و… تنها بخشی از همه آن چیزی است به عنوان نقاط منفی از صداوسیما به سطح جامعه و خانواده ها منتقل شده است.

بارها و بارها، بسیاری از خانواده های ایرانی، هنگام پخش برخی فیلم ها و برنامه ها، در مقابل فرزندانشان از خجالت به خود فرورفتند و یا ناچار به واکنش شدند که این مساله، هرگز در شان تنها رسانه رسمی انقلاب اسلامی نیست.

همچنین، بسیاری از مدهایی که برخی دخترکان بدحجاب در سطح اجتماع از آن به عنوان پوشش استفاده می کنند، برگرفته از نوع حجابی است که بعضا در تلویزیون پخش شده است. نمونه عینی و معروف آن، سریال “کیف انگلیسی” بود که تا مدتها، حجاب بازیگران آن به عنوان یک معضل تقلیدی در پوشش زنان جامعه ایرانی استفاده می شد.

- برنامه های مناسبتی؛ حرکتی رو به جلو اما ناکافی

برنامه های مناسبتی صداوسیما به ویژه برنامه هایی برای ماه مبارک رمضان، ماه محرم، ایام عزاداری ها و جشن های اسلامی اگرچه روند رو به جلویی را در پیش گرفته اند اما با توجه به امکانات، پتانسیل ها و توانایی هایی که رسانه ملی داراست، هرگز به حد کفایت نرسیده و با کسب نمره قابل قبول و برآوردن توقعات، فرسنگ ها فاصله دارد.

عبور از برنامه های کلیشه ای که سالهاست ذهن مخاطبان را آزار می دهد، دریافت پیام های مناسبتی و انتقال هنری آن پیام ها با استفاده از جلوه های ویژه و ابزارهایی که همینک در اختیار برنامه سازان قرار دارد، نوآوری دایمی در پخش برنامه ها، بازکردن فضای محدود افرادی که به عنوان صاحبان همیشگی آنتن تلویزیون شناخته می شوند، پیداکردن ظرفیت های ناشناخته و گمنامی که به جهت عدم برقراری عدالت رسانه ای، هرگز فرصت ابراز توانایی پیدا نکرده اند و شناخت دقیق مدیران و برنامه سازان برنامه ها از انتظارات اسلام و انقلاب در مناسبت های مختلف می تواند به عنوان راهکارهایی جهت ارتقای هرچه بیشتر در این زمینه مورد توجه قرار بگیرد.

 حوزه سیاست؛ فراز و فرودهایی با ریتم تند

- سیاست داخلی؛ فتنه همچنان خط قرمز است

دوران مدیریت ضرغامی بر صداوسیما با فتنه بزرگ سال ۸۸ مقارن شده بود؛ فتنه ای که بسیاری از مدعیان را دچار لرزش و لغزش کرد. در ایام فتنه، رسانه ملی درمجموع توانست نمره نسبتا خوبی را دریافت کند. وقتی سران فتنه را مسئولان تراز اول اسبق کشور تشکیل می دهند، قطعا در بخش های مدیریت میانی نیز شاهد ریزش های تلخی خواهیم بود، اما مسایل حاشیه ای اینچنینی در صداوسیما به سرعت جمع شد و در کمترین زمان ممکن، هدف گذاری ها شکل واقعی به خود گرفت و از جوزدگی و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن توسط جریان های معاند و ضدانقلاب جلوگیری به عمل آمد.

البته اگر قرار باشد به صورت جزیی و ریز به مسایل آن دوران پرداخته شود، قطعا در ابعاد بزرگ صداوسیما نیز معضلاتی وجود داشت، اما با عنایت به گستردگی فعالیت های رسانه و نیز، عدم تجربه شرایط فتنه ای به بزرگی آنچه که شکل گرفت، رفتار مدیران این سازمان معقول و قابل قبول بوده است. ساخت برنامه های تبیینی و افشاکننده ماهیت فتنه گران مانند “دیروز، امروز، فردا” که البته متاسفانه همزمان با پایان فتنه دوران اوج این برنامه نیز با عدم سعه صدر مسئولان تلویزیون به پایان رسید، و برخی برنامه های دیگر در افزایش بصیرت ملی و افشای توطئه بزرگ دشمنان انقلاب و ایران مشهود بود.

روند “خط قرمز” نگهداشتن جریان فتنه تا هم اکنون به عنوان یکی از نقاط مثبت و طلایی دوران ریاست ضرغامی به حساب می آید که قطعا با اهداف نظام نیز همسویی نزدیکی دارد.

 سیاست خارجی؛ سرعت پایین، اثرگذاری ضعیف

سازمان صداوسیما علیرغم پیشرفت های چشمگیر در مقوله تعداد شبکه های بین المللی و افزایش قابلیت های فنی اما در بحث انتقال سریع و صحیح اخبار خارجی، به ویژه خبرهای منطقه طی سال های اخیر با مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده است.

سرعت به شدت پایین در عصر ارتباطات و خودسانسوری هایی که بعضا موجب کاهش اعتماد مخاطبان می شود، باعث شده تا در بحث اخبار منطقه غرب آسیا، رسانه ملی چندان موفق ظاهر نشود.

جنگ تروریست های تکفیری در سوریه شاهدی بر این مدعاست که سرعت انتقال خبر و تحلیل در صداوسیما، به شدت از سیر تحولات به وقوع پیوسته عقب افتاده بود به نحوی که بعضا اعتراض برخی خواص را را نیز به همراه داشت. اگرچه دقت در ارایه خبر صحیح و مفید به مخاطب یک اصل مهم و خدشه ناپذیر است اما کندی در سرعت انتقال خبر هم می تواند مشکلاتی را به وجود آورد. در شرایطی که بخش های بزرگی از کشور سوریه در اختیار تروریست های بین المللی قرار گرفته بود، وضعیت اخبار در رسانه ملی حالتی عادی و طبیعی داشت اما با برداشتن موانع سانسور، اینک چندسال است که اخبار نبرد ارتش سوریه و جبهه مقاومت برای آزادسازی در تلویزیون مخابره می شود و همزمان، افکار عمومی سوال می کنند که خبر تصرف این سرزمین ها کی منتشر گردید؟!

 رسانه ملی یا دولتی؟!

یکی از مهمترین تاکیدات عزت الله ضرغامی در دوران ریاستش بر صداوسیما اصرار بر این مساله بود که این عبارت “رسانه ملی” در جامعه رایج شود. اگرچه این عنوان، عنوانی نیک و پسندیده است اما باید توجه داشت که به صرف تکرار خارج از قاعده یک عنوان، نمی توان آن را در اذهان تثبیت نمود بلکه حفظ ویژگی های مربوط به آن، در بسط و گسترش آن موثر واقع خواهد شد.

به طور مثال، زمانی می توان “رسانه” را “ملی” دانست که حداقل در مقولات مهم و ملی، از جایگاهی فراجناحی و فرادولتی به مسایل ورود کند تا ابعاد مختلف و زوایای متفاوت قضایای ملی، از سوی افکار عمومی مورد واکاوی و بررسی قرار گیرد.

طی یک سال و نیمی که دولت یازدهم به ریاست شیخ حسن روحانی سکان قوه اجرایی کشور را برعهده گرفته است، این رسانه مثلا ملی، به شدت حال و هوای دولتی به خود گرفته و به زعم برخی کارشناسان، حتی در مقولات مهم ملی نیز نتوانسته است به وظیفه حداقلی خود عمل کند.

به عنوان نمونه، پیرامون ماجرای مذاکرات پرحرف و حدیث هسته ای و توافق به شدت ضعیف ژنو که مخالفان گسترده ای در سطح نخبگان و اقشار مختلف مردم و مسئولان دارد، در صداوسیما به صورت کاملا دولتی اطلاع رسانی می شود. این درحالی است که این مذاکرات و توافق ناشی از آن، بعضا با سرنوشت کشور در نسل های آینده ارتباط تنگاتنگی دارد و یک مساله کوچک سیاسی و جناحی نیست که از کنار آن به راحتی عبور شود.

با این حال، ضرغامی با انتشار جوابیه ای به درخواست بحق تعدادی از نمایندگان مجلس جهت برگزاری جلسات نقد و مناظره پیرامون مذاکرات هسته ای و توافق ضعیف ژنو، اعلام کرد که سیاست سازمان تحت ریاست وی، حمایت حداکثری از روند مذاکرات است و برپایی جلسات نقد و مناظره در این رابطه میسر نیست!

در مباحث اقتصادی مانند ثبت نام جهت دریافت یارانه نقدی نیز صداوسیما از قامت یک رسانه ملی خارج و به ابزار انحصاری دولت مبدل شد به نحوی که علاوه بر زیرنویس های دایمی در تمامی شبکه ها، حتی دیالوگ سریال های مناسبتی را نیز با خواست دولتمردان تطبیق داد و در تمامی برنامه های ورزشی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی برنامه کودک، مردم را به انصراف از دریافت یارانه نقدی دعوت نمود اما با واکنش به شدت سنگین ملت و “نه” ۹۰ و چند درصدی به آن مواجه شد و نشان داد که اگر بخواهد به جای دفاع از حق و خواست ملی، تنها به ابزاری برای انتقال پیام یکطرفه از دولت به ملت عمل کند، اثرگذاری خود را از دست خواهد داد.

بدین ترتیب، پیشنهاد می شود در دوره مدیریت جدید، ضمن رعایت اصل حمایت کلی از شاکله دولت، اما تنها به تریبون اختصاصی دولتمردان و سرپوش گذاری به اشتباهات آنان مبدل نشود، بلکه در فضایی آزاد و البته منطقی، نقطه نظرات مختلف را در منظر افکار عمومی ارایه شود تا ضمن ارتقای سطح تحلیل و بصیرت ملی، مسئولان را از خواب غفلت بیدار کند.

 نورچشمی ها؛ آفت بزرگ رسانه ملی

به جهت رعایت اختصار در نوشته، تنها به یک مورد دیگر از آفت های صداوسیما طی دوران ریاست ضرغامی اشاره می شود و آن، مساله حضور دایمی و پررنگ نورچشمی ها است.

اگرچه قطعا هر فردی به تناسب سلایق خود، نسبت به برخی افراد احساس راحتی و نزدیکی بیشتری می کند اما افراط در این مساله آن هم در سازمانی به بزرگی صداوسیما، منجر به آفت هایی خواهد شد که در دوران ۱۰/۵ ساله گذشته بعضا با آنها مواجه بوده ایم.

حضور مجریان دایمی و پرحاشیه ای که صرفا به جهت همان نورچشم بودن، موفق شده اند آنتن های زنده تلویزیون را ساعت ها در اختیار سلایق شخصی خود بگیرند، یکی از موارد فوق به حساب می آید.

فلان مجری پرحاشیه ای که حتی در زندگی شخصی اش دچار شکست شد، ویژه برنامه آغاز سال را برای ساعت ها در اختیار می گیرد و پس از کلی ادا و اطوار نامتناسب با یک فرد ایرانی و نیز، با انتشار گسترده خبر طلاق همسرش که او هم مجری تلویزیون بوده، باز هم در فلان مناسبت صاحب آنتن زنده می شود تا این بار، با همه قوم و خویشش جلوی آنتن تلویزیون بروند.

فلان مجری که پس از چند اجرا در برخی شبکه های غیررسمی و حواشی بسیاری که در اجراهایش داشته است، صرفا به جهت روی کارآمدن دولتی که او در دوران تبلیغات انتخابات مجری برنامه های فرد منتخب بوده، مجددا به تلویزیون بازمی گردد و در شبکه ای نوپا، صاحب تشکیلات دایمی می شود تا بازهم اجراهای ضعیف، پرحاشیه و جنجالی اش را از آنتن بیت المال مسلمین به خورد مخاطبان بدهد.

فلان مجری ورزشی که اینک، صاحب رکورد داشتن آنتن زنده در تلویزیون شده است، در برنامه به ظاهر ورزشی خود، به مسایل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی نیز ورود شخصی و سلیقه ای کرده و در شب ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) به خاطر فوت یک فوتبالیست، مارش عزا پخش می کند و در توهین به مسئولان مختلف و ایجاد اختلاف بین اقشار مختلف ورزشی و غیرورزشی، شهره عام و خاص می شود اما همچنان، دارای طولانی زمان ترین آنتن پخش زنده در تلویزیون به حساب می آید.

و دهها نمونه دیگر در برنامه های سیاسی، اقتصادی و حتی ویژه برنامه های مذهبی…

به نظر می رسد در موارد مورد اشاره فوق و بسیار مصادیق دیگر که به جهت پاره ای ملاحظات در نقطه چین بایگانی شدند، ضوابط جای خود را به روابط داده است و شلوغ کاری و غوغاسالاری و جریان سازی رسانه ای خارج از صداوسیما بر اجرای ضابطه مند و برمبنای چارچوبی مشخص ترجیح داده شده است.

بدین ترتیب، توصیه می شود در فضای مدیریتی جدید، فکری اساسی برای موضوع پرورش و تربیت نیروی متخصص، کاربلد، حرفه ای و البته فعال در چارچوب تعریف شده پیش بینی شود تا شاهد دهن کجی های مجدد برخی افراد مانند حسینی (مجری لوده، هتاک و فراری) نباشیم که چند شب قبل در یک شبکه ضدانقلاب، آشکارا گفت که علیرغم دریافت پول های کلان از تلویزیون جمهوری اسلامی، اما همه هدفش تمسخر ارزش های انقلاب و نظام بود و او البته بیان کرد که این مساله را همه می دانستند اما چون برنامه هایم مخاطب داشت، به من آنتن می دادند!

نگرانی ها از ترویج لودگی و پوچی در برنامه های کودک، عدم تربیت بازیگران و فلیمسازان و سایر دست اندرکاران این عرصه در تراز انقلاب اسلامی، عدم توجه کافی و لازم به تبعات برخی برنامه ها مانند سریال پرهزینه و تنش زای “سرزمین کهن” و سریال مناسبتی ماه رمضان گذشته که به شدت بحث برانگیز شده بود، ساماندهی تبلیغات در رسانه، تلاش برای هرچه غیرامنیتی کردن فضای خبری، صداقت و صراحت انقلابی در برنامه ها، استفاده از ظرفیت های پیدا و پنهان موجود و مجاهدت جهت دراختیارقرارندادن فضای عمومی جامعه به دست ضدانقلاب (مانند ماجرای اسیدپاشی) و… عناوین تیترگونه ای است که توجه ویژه به آنها می تواند گره گشای برخی مسایل در فضای میان رسانه و مخاطب باشد.

 تشکر از ضرغامی، آرزوی سرافرازی رییس جدید

همانگونه که در ابتدای این سطور آمد، در این نوشته بنا بر نقد سریع و اجمالی محتوا و کیفیت صداوسیما در دوران ریاست ضرغامی بوده است و به همین منظور، از تعریف و تمجید و لیست گرفتن از افزایش بی سابقه شبکه ها و آمار و ارقامی که مربوط به افزایش خدمات کمی شده است، صرف نظر شد.

در نقدها هم تلاش شد تا فضای گفتمان انقلاب اسلامی که کمترین توقع از رسانه ملی، توجه هرچه بیشتر به آنهاست، به صورت مختصر و کم حجم مورد مطالبه قرار بگیرد و البته باید به این مساله اذعان داشت که سازمان صداوسیما، سازمانی گسترده و ملی است که به جهت حجم عظیم آن، قطعا باید سطح توقعات را معقولانه مطرح نمود اما در عین حال، مدیران جدید رسانه ملی باید بدانند در جایی قرار است فعالیت کنند که حکم ویترین انقلاب را دارد. کوچکترین و جزیی ترین اشتباه، بزرگترین خطا به حساب خواهد آمد.

لذا، ضمن تقدیر و تشکر از زحمات مخلصانه سید عزت الله ضرغامی که سال ها مسئولیت مدیریت چنین فضای گسترده ای را عهده دار شده بود و آرزوی توفیق بیشتر برای وی در عرصه های آتی، برای رییس جدید سازمان نیز آرزوی تلاش جهادی در راستای اهداف انقلاب اسلامی را آرزو می کنیم.

امید است که تیم جدید هدایت کننده اصلی ترین تریبون انقلاب اسلامی بتوانند از پس مسئولیت سنگین محوله به آنها برامده و با سرافرازی دوران خدمت به نظام مقدس را پشت سر گذارند.

نظرات کاربران
نام:
امام علی(ع): خوشبخت ترین مردم در دنیا کسی است که از آنچه می داند برایش زیان آور است دوری کند و بدبخت ترین آنان کسی است، که از هوای نفس خود پیروی کند.
السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا السلام اي جلوه گاه ذوالمنن السلام اي کشته هاي بي کفن
کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی تحکیم وحدت می باشد.