...

تاريخ انتشار: 16 آبان 1393 - 11:02:36
 نسخه چاپی ارسال به دوستان
جهت گیری کلی امام سجاد(ع) تشکیل حکومت اسلامی بود

پایگاه اطلاع رسانی تحکیم نیوز/ دربارة امام سجادعلیهالسلام سخن گفتن و سیره نوشتن کار دشواری است زیرا زمینة معرفت و آشنایی مردم با این امام بزرگوار بسیار زمینة نامساعدی دارد. در ذهن اغلب سیره نویسان و تحلیلگران اینطور وارد شده است که این بزرگوار در گوشه ای نشسته و به عبادت مشغول بود و کاری به سیاست نداشت .بعضی از مورخان و سیره نویسان این مسئله را با صراحت بیان کرده اند و آنهایی که با صراحت این چنین نگفته اند، برداشتشان از زندگی امام سجاد چیزی جز این نیست و این معنی را در القابی که به امام داده میشود و تعبیراتی که از ایشان میشود به خوبی میتوان فهمید: برخی از مردم لقب «بیمار» به این بزرگوار می دهند درحالیکه بیماری ایشان همان چند روز واقعة عاشورا بود و ادامه پیدا نکرد و هرکسی در مدت عمرش چند روزی بیمار می شود، گرچه بیماری امام برای مصلحتی خدایی بود که این بزرگوار وظیفة دفاع و جهاد در راه خدا را آنروز نداشته باشد که در آینده بتواند بار سنگین امانت و امامت را بر دوش بکش د و سی و پنج یاسی و چهار سال پس از پدر زنده بماند و دشوارترین دوران امامت شیعه را بگذراند.

شما وقتی سرگذشتهای زندگی امام سجاد را بنگرید حوادث متنوع و جالب توجه زیاد خواهید دید، همانند دیگر امامان ما، لیکن اگر همة اینها را گرد هم آورید به سیرة امام سجاد دست نخواهید یافت .سیرة هرکسی به معنای واقعی کلمه، آنگاه روشن میشود که ما جهتگیری کلی آن شخص را بدانیم و سپس به حوادث جزئی زندگی او بپردازیم .اگر آن جهتگیری کلی دانسته شد، آن حوادث جزئی هم معنی پیدا میکند؛ اما اگر چنانچه آن جهتگیری کلی دانسته نشد یا غلط دانسته شد، آن حوادث جزئی هم بی معنی یا دارای معنی نادرستی خواهد شد، و این مخصوص امام س جاد(ع )یا سایر امامان نیست بلکه این اصل در مورد زندگی همه صدق میکند.

در مورد امام سجاد(ع)، نامة آن حضرت به محمد بن شهاب زهری، نمونه ای از یک حادثه در زندگی امام است. این نامه ای است از یک نفر که منسوب به خاندان پیامبر است به یک دانشمند معروف زمان. در این باره نظرهایی میتوان داشت: این نامه می تواند جزئی از یک مبارزة گسترده و وسیع بنیانی باشد، می تواند یک نهی از منکر ساده باشد و میتواند اعتراض یک شخصیت به شخصیت دیگر باشد، همانند اعتراضهایی که در طول تاریخ میان دوشخصیت و یا شخصیتها فراوان دیده شده است .از این جریان به خودی خود و جدا از بقیة حوادث آن دوره، چیزی نمی توان فهمید. تکیة من روی این مسئله است که ما اگر حوادث جزئی را بریده از آن جهتگیری کلی در زندگی امام مورد مطالعه قرار دهیم، بیوگرافی امام فهمیده نخواهد شد، مهم این است که ما جهتگیری کلی را بشناسیم.

نخستین بحث ما دربارة جهتگیری کلی امام سجاد(ع )در زندگی است، و این را با قراینی از کلمات و زندگی خود آن حضرت، و نیز با برداشت کلی از زندگی ائمه علیهم السلام یاد میکنم و توضیح میدهم.

به نظر ما پس از صلح امام حسن علیه السلام که در سال چهل اتفاق افتاد، اهل بیت پیامبر به این قانع نشدند که در خانه نشسته و تنها احکام الهی را آنچنانکه میفهمند بیان کنند، بلکه از همان آغاز صلح، برنامة همة امامان این بود که مقدمات را فراهم کنند تا حکومت اسلامی به شیوهای که مورد نظرش ان بود، بر سر کار آورند، و این را به روشنی در زندگی و سخنان امام مجتبی(ع ) می بینیم.

کار امام حسن(ع ) کار بنیانی و بسیار عمیق و زیربنایی بود. ده سال امام حسن با همان چگونگی ها زندگی کردند. در این مدت افرادی را دور خود جمع کرده و پرورش دادند .عده ای در گوشه و کنار با شهادت خودشان، با سخنان مخالفت آمیز خودشان با دستگاه معاویه مخالفت کرده و در نتیجه آنها را تضعیف نمودند.

پس از آن نوبت به امام حسین(ع ) رسید .آن بزرگوار نیز همان شیوه را در مدینه و مکه و جاهای دیگر دنبال کردند، تا اینکه معاویه از دنیا رفت و حادثة کربلا پیش آمد. گرچه حادثة کربلا قیامی بسیار مفید و بارورکننده برای آیندة اسلام بود، اما به هرحال آن هدفی را که امام حسن و امام حسین دنبال می کردند به تأخیر انداخت، برای اینکه مردم را مرعوب کرده، یاران نزدیک امام حسن و امام حسین را به دم تیر برده و دشمن را مسلط نمود و این جریان به طور طبیعی پیش می آمد. اگر قیام امام حسین(ع )به این شکل نبود، حدس بر این است که پس از او و در آینده ای نزدیک امکان حرکتی که حکومت را به شیعه بسپارد وجود داشت. البته این سخن بدین معنا نیست که قیام امام حسین علیه السلم باید انجام نمی گرفت بلکه شرایطی که در قیام امام حسین بود، شرایطی بود که ناگزیر باید آن قیام در آن هنگام انجام می گرفت و در این هیچ شکی نیست. لکن اگر آن شرایط نبود و اگر امام حسین در آن جریان شهید نمی شد احتمال زیادی بود که آیندة مورد نظر امام حسن علیه السلم به زودی انجام گیرد. ائمه دنبال این خط و این هدف بودند و همواره برای تشکیل حکومت اسلامی تلاش می کردند. وقتی امام حسین(ع )در ماجرای کربلا به شهادت رسیدند و امام سجاد با آن وضع بیماری به اسارت در آمدند، در حقیقت مسؤولیت امام سجاد(ع )از آن لحظه آغاز شد .اگر تا آن تاریخ قرار بر این بود که امام حسن و امام حسین آن آینده را تأمین کنند، از آن وقت قرار بر  این شد که امام سجاد قیام به امر کند، و سپس امامان پس از آن بزرگوار. بنابراین در کل زندگی امام سجاد ما باید در جستوجوی این هدف کلی و خط مشی اصلی  باشیم و بی تردید بدانیم که امام سجاد(ع ) درصدد تحقق همان آرمانی بودند که امام حسن و امام حسین آن را دنبال می کردند.

امام سجاد در عاشورای سال شصت ویک هجری به امامت رسیدند و در سال نود و چهار مسموم و شهید شدند. در تمام این مدت آن بزرگوار همان هدف را دنبال کردند. اکنون با این بنیتش   جزئیات کار امام سجاد(ع )را پیگیری کنید که چه مراحلی را پیمودند و چه تاکتیکهایی را به کار بردند و چه موفقیتهایی را به دست آوردند. تمام جملاتی که آن حضرت بیان کردند و   حرکاتی که داشتند و دعاهایی که خواندند و مناجاتها و راز و نیازهایی که به صورت صحیفة سجادیه درآمده است، تمام اینها را با توجه به آن خط کلی باید تفسیر کرد، و همچنین  موضع گیری های امام در طول مدت امامت:

 ۱ـ موضعگیری در برابر عبیدالله بن زیاد و یزید که بسیار شجاعانه و فداکارانه بود.

۲ـ موضعگیری در مقابل مسرف بن عقبة، کسی که در سال سوم حکومت یزید و به امر او، مدینه را ویران کرد و اموال مردم را غارت نمود .در اینجا موضعگیری امام بسیار نرم و ملایم بود.

۳ـ حرکت امام در رویارویی با عبدالملک بن مروان، قویترین و هوشمندترین خلفای بنی امیه، که گاهی تند وگاهی ملایم بود.

 ۴ـ برخورد با عمربن عبدالعزیز.

 ۵ـ برخوردهای امام با اصحاب و یاران، و توصیه هایی که به دوستانشان داشتند.

۶ـ برخورد با علمای درباری و وابسته به دستگاههای ستمگر حاکم

این برخوردها و حرکتها را باید با دقت بررسی کرد .و من تصورم این است که با توجه به این خط کلی، تمام جزئیات و حوادث معناهای بسیار رسا و شیوایی پیدا میکنند .و اگر چنانچه با این توجه، وارد زندگی امام سجاد بشویم، آن بزرگوار را انسانی مییابیم که در راه این هدف مقدس که عبارت است از تحقق بخش یدن به حکومت خدا در زمین، و عینیت بخش یدن به اسلام، تمام کوشش خود را به کار برده و از پخته ترین و کارآمدترین فعالیتها بهره گرفته است، و قافلة اسلامی را که پس از واقعة عاشورا در کمال پراکندگی و آشفتگی بود، تا اندازة چشمگیری پیشبرده است و دو مأموریت بزرگ و مسئولیت اصلی را ـ که به آن اشاره خواهیم کرد ـ که امامان ما هر دو را با هم به عهده داشتند، جامة عمل پوشانده است و سیاست و شجاعت و دقت و ظرافت در کارها را رعایت کرده است، و چون همة پیامبران و مردان موفق تاریخ، پس از سی و پنج سال مبارزة خستگی ناپذیر و به انجام رساندن بار رسالت، سرافراز و سربلند از دنیا رفته است و پس از خود، مأموریت را به امام بعد، یعنی امام باقر(ع )سپرده است.

واگذاری امامت و مأموریت عظیم تشکیل حکومت خدا در زمین به امام باقر(ع)، به صورت روشنی در روایات آمده است  .در روایتی داریم که امام سجاد(ع) فرزندانشان را جمع کردند، سپس اشاره کردند به محمد بن علی ـ یعنی امام باقر(ع )ـ و فرمودند: این صندوق را بردار، این سلاح را بگیر، این امانتی است به دست تو ، هنگامی که صندوق را گشودند، در آن قرآن و کتاب بود.

من تصورم این است که آن سلاح رمز فرماندهی انقلابی است و آن کتاب رمز تفکر ایدئولوژی اسلامی است، و امام آن را به امام پس از خودش سپرده است، و با خیال راحت و وجدان آرام و با سرفرازی بسیار در پیشگاه خدای متعال و نزد انسانهای آگاه، دنیا را وداع گفته و از دنیا رخت بربسته است .این بود ترسیم کلی زندگی امام سجاد.

 قسمتی از کتاب انسان ۲۵۰ ساله

نظرات کاربران
نام:
امام علی(ع): خوشبخت ترین مردم در دنیا کسی است که از آنچه می داند برایش زیان آور است دوری کند و بدبخت ترین آنان کسی است، که از هوای نفس خود پیروی کند.
السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا السلام اي جلوه گاه ذوالمنن السلام اي کشته هاي بي کفن
کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی تحکیم وحدت می باشد.