...

تاريخ انتشار: 13 آبان 1393 - 11:48:19
 نسخه چاپی ارسال به دوستان
شرحی کوتاه بر زیارت عاشورا/ حدیثه زمینی

حدیثه زمانی؛ خاکساری و عرض حاجات به آستان مقدس چهارده کوکب منوّر آسمان ربوبی سفارش و تأکید بزرگان ما بوده که به عنوان راهگشای مصائب و دشواریهای مادی و معنوی و دست یافتن بر فراز قله های معرفت یاری دهنده مومنان و متقیان است.

در این راستا یکی از نافذترین و چشمگیرترین دریچه های رهائی از بند مشکلات دنیوی و اخروی دریاچه ای است مملوّ از امواج پرتلاطم عشق به خاندان نبوی به نام زیارت عاشورا. که رحمت بی انتهای این دعای شریف همواره مشمول گریختگان از دنیا و سوق داده شدگان به این سفینه رحیمی می باشد، که هر عاشقی به مقتضای حال خود از سرچشمة این کوثر و فیض رحمانی سیراب شده و در این دریای وسیع شناور می گردد.

مقاله ی زیر به شرح قسمت هایی از این دعای شریف می پردازد که از نظر می گذرانید.

 شرح مختصری بر “السلام علیک یا اباعبدالله”

اباعبدالله کنیه حضرت سیدالشهدا می باشد. در آن زمان برای احترام گذاشتن به افراد اسم کوچک آنها را صدا نمی زدند بلکه با لقب یا کنیه افراد را صدا می زدند.

پیامبر اکرم (ص) کنیه اباعبدالله را برای ایشان انتخاب کردند. شیخ طوسی از حضرت رضا (ع) نقل می کند: بعد از اینکه حضرت حسین (ع) متولد شدند پیامبر به اسماء گفتند فرزند مرا بیاورید، اسماء آن حضرت را در لباس سفیدی پیچید و خدمت رسول اکرم آورد. پیامبر ایشان را در دامن خویش قرار داد و اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ ایشان گفتند. در همان هنگام جبرئیل نازل شد و گفت که چون علی نسبت به تو به منزله هارون برای موسی است پس او را به نام پسر کوچک هارون که شبیر است نام کن و چون زبان تو عربی است او را حسین بخوان.

اسماء می گوید چون روز هفتم شد پیامبر فرمود فرزند مرا بیاور چون حسین (ع) را آوردم گوسفند سفید و سیاهی برای آن حضرت عقیقه کرد و ران گوسفند را به قابله داد، سر امام حسین (ع) را تراشید و به وزن موهایش نقره صدقه داد و خلوق بر سر امام حسین(ع) مالید. سپس ایشان را در دامن خویش نهاد و فرمود اباعبدالله کشته شدن تو بر من بسیار گران است و آنگاه بسیار گریست.

علل نامگذاری امام حسین(ع) به اباعبدالله چیست؟

اباعبدالله به معنی پدر بندگان خداست.

اول چیزی که خداوند متعال خلق کرد نور مبارک پیامبر(ص) بود. قبل از آنکه خداوند بخواهد عرش و آب و کرسی و آسمان و زمین و لوح و قلم و آدم و حوا و…. را بیافریند، پیامبر را آفرید. نور آن حضرت هزار سال نزد پروردگار خود ایستاد، او را به پاکی یاد می کرد و حمد و ثنای خداوند را می گفت و خداوند نظر رحمت به ایشان داشت و می فرمود مراد و مقصود من از خلقت عالم تو هستی. اراده کننده خیر و سعادت، برگزیده خلق تو هستی.

با توجه به اینکه اولین چیزی که خداوند خلق کرده پیامبر اکرم(ص) می باشد، می توان گفت که امام حسین(ع) هم اولین چیزی است که خداوند آفریده است به این علت که خود حضرت رسول فرمودند  که “حسین منی و انا من حسین” پس وقتى حسین از پیغمبر و پیغمبر از حسین شد باید هر زمان که پیغمبر بوده حسین نیز بوده باشد.
اگر بگوییم که مراد از حسین منى اینست که پیغمبر می فرماید حسین از نسل من است و از من بوجود آمده باید گفت این گفته باید خصوصیتى نداشته باشد، بلکه درباره امام حسن علیه السلام نیز گفته شود یعنى بفرماید: حسن و حسین منى و انا من حسن و حسین، حال آنکه این جمله حسین منى فقط درباره حضرت حسین علیه السلام گفته شده است و نه درباره امام حسن علیه السلام.
با این بیانى که شد میگوئیم اگر خداوند همه موجودات عالم را به واسطه نور پیغمبر خلق فرموده باید به واسطه حسین هم خلق شده باشد زیرا حسین از پیغمبر و پیغمبر از حسین است. پس حسین پدر همه موجودات عالم است و باید به او ابا عبدالله گفته شود.

دومین علت و جهتى که حسین علیه السلام ابا عبدالله، پدر بندگان خدا شد براى قیامش بود چون اگر آنحضرت قیام نمى فرمود با نقشه هایى که بنى امیه کشیده بودند یک نفر گوینده لا اله الا الله باقى نمی ماند و گروه گروه از دین و آئین محمدى (ص ) بر می گشتند و در نتیجه اسلام آخرین لحظات عمر خود را تسلیم مظالم دولت اموى می کرد.
حسین علیه السلام دید اگر قیام نکند ارکان اسلام از جاى کنده شده و مقدسات آن دستخوش هوى و هوس بنى امیه واقع می شود و میلیونها جمعیت که با هزاران خون دل و فداکاریهاى گران از تیه ضلالت و حضیض مذلت خانه بدوشى، یغماگرى و بت پرستى نجات یافته و به شاهراه سعادت ابدى رسیده اند، اینک در اثر دلخواه معاویه و یزید فوج فوج از دین خارج شده بلکه از جاده بشریت و آدمیت نیز بیرون می روند.
عترت آل محمد صلى الله علیه و آله که ناموس بزرگ الهى است مورد ایذاء و اذیت واقع شده و هزاران مسلمان تحت نفوذ ظالمانه بنى امیه دچار شکنجه و عذابند.
ابن ابى الحدید در جلد سوم شرح نهج البلاغه نقل میکند که روزى عمر بن خطاب به مغیره گفت : تو از روزى که کور شدى با این چشم چیزى دیده اى ؟ مغیره گفت نه ، عمر گفت : بخدا قسم که بنى امیه اسلام را کور خواهند کرد آنچنان که چشم تو کور شده است و چنان آنرا کور میکنند که دیگر اسلام نمی داند کجا میرود و کجا مى آید، مثال معروفیست که مى گویند: ویل لمن کفر نمرود، بنى امیه با اسلام چه معامله اى کردند که این گونه مذمت شدند.

شرحی بر معنای “ثارالله”
ثار در لغت بمعنى خون و بمعنى طالب خون آمده که مخفف ثائر بر وزن طالب باشد مثل شاک که مخفف شائک است.
یا لثارات الحسین یعنى بیائید اى طلب کنندگان خون حسینی.

معنى اول ثار
اگر گفتیم که ثار خون ریخته شده از روى ظلمست، معنى چنین می شود که سلام بر تو اى کسیکه خون خدا هستى البته خدا جسم نیست که داراى خون باشد بلکه باید گفت اى حسین تو آنقدر بزرگوار و در خانه خدا با آبرو هستى که اگر بنا بود خدا خون داشته باشد، خون تو همان خون خدا بود. در زیارت آنحضرت می خوانیم : السلام علیک یا من ثاره ثارالله.
نظایر اینگونه عبارات در زیارت امیرالمؤ منین علیه السلام بسیار است مانند: عین الله ، یدالله ، وجه الله
در حدیث قدسى می فرماید: یابن آدم انا ملک لا اءزول اذا اقلت لشى ء کن فیکون اءطعنى فیما اءمرتک و انته عما نهننیک حتى تقول لشى ء کن فیکون
اى پسر آدم من پادشاهى هستم که هرگز سلطنتم زوال نیابد هر گاه به چیزى بگویم باش فورا خلق می گردد تو هم امر مرا اطاعت کن و آنچه ترا نهى کرده ام ترک کن، تا مثل من به چیزى بگویى باش و خلق گردد. این حدیث مطلب بزرگى را به ما می فهماند که در اثر اطاعت کردن خدا، بنده بجایى میرسد که اراده او اراده خدا میشود و منصب خلاقیت پیدا می کند.
این مسلم است که اگر بنده اى اینقدر بخدا نزدیک شد که اراده او اراده حق گردد پس هر چه از خدا بخواهد دعایش به هدف اجابت رسد.

علت اینکه حسین ثارالله شد
علت اینکه حسین (ع ) بمنزله خون خدا شد اینست که ارزش و قیمت خون در بدن از تمام اعضاء بیشتر است چه انسان بدون چشم و گوش و دست می تواند زندگانى کند ولى بدون خون نمیتواند نماید بلکه اگر از آنمقدار معمولى که باید در بدن باشد کمتر شود موجب مرض و انحراف مزاج می شود.
حسین (ع ) در این دنیا بمنزله خون الهى است باین معنى که رواج اسم خدا از خون حسین است عبادت و پرستش خدا بواسطه شهادت حسین (ع ) است اگر بواسطه شهادت آنحضرت نبود بنى امیه طورى نقشه کشیده بودند که مردم را زیر لواء کلمه توحید به وادى بى دینى و ضلالت و گمراهى بکشانند، پس اگر فهمید نقشه اى کشیده شده که سفره توحید و اسم خدا از روى زمین برچیده شود و علاجى ندارد مگر با ریخته شدن خون خودش و جوانان و اسارت اهل بیتش در اینصورت اگر نکند نزد عقلاء عالم مورد ندامت خواهد بود مثل کسى که در جایى ایستاده باشد و ببیند که آتشى در خانه مسلمانى افتاده می سوزد و اگر او آتش را خاموش نکند یک محله و یک شهر در خطر سوختن است پس اگر با امکان علاج تعلل نماید اگر چه در ظاهر شرع ضامن نیست ولکن عاصى هست و در عالم معنى هم خالى از ضمانت نیست.

این تاریکى غصب خلافت و ظلم و جور در زمان معاویه و یزید بحد اعلاى خود رسید در چنین تاریکى سختى صبح عدالت حسینى قیام نمود و مردم را متوجه ساخت که اى مردم عالم شما در تاریکى عمیقى فرو رفته اید و باید ازین تاریکى نجات یابید و لذا حسین (ع ) را فجر نامیدند و خداوند سوره فجر را به اسم حسین (ع ) نازل فرمود والفجر و لیال عشر، قسم به فجر حسین و قسم به شبهاى دهه اول محرم ، این فجر که طلوع کردم کم کم مردم از خواب غفلت بیدار شوند و فهمیدند که بنى امیه چه بلایى به سر آنها آورده اند و هنگامیکه اهل عالم بیدار شوند و خود را در زیر کلمه توحید و ولایت اهلبیت در آورند روزیست که فرزند حسین مهدى موعود ظهور فرماید و دنیا را از ظلم و جور پاک کرده پر از عدل و داد نماید و لذا آیه والنهار اءذا تجلى به قیام حضرت ولى عصر (ع ) تعبیر شده است.

معنى دوم ثار
دومین معنى که براى این عبارت میتوان نمود اینست که ثار را طالب خون بگیریم و بگوئیم که ثار مخفف ثائر بر وزن طالب باشد، مثل شاک که مخفف شائک است. پس ثاره طالب خون کشته شده میشود و چون در اینصورت اضافه ثائر بر الله جایز نیست باید الله را اضافه بر ثائر کنیم و بگوئیم الله ثائرک یعنى طالب دمک من قاتلک چنانکه در دعاى بعد از نماز آنحضرت وارد است که: اءشهد اءن الله تعالى الطالب بثارک.
مطالبه کردن خدا از خون حسین (ع ) در روز قیامت است و در حقیقت خدا ولى خون آنحضرت است و مطالبه خون حسین غیر از خونهاى دیگر است زیرا خداوند در موضوع خونهاى دیگر نیست بلکه طلب خون میکند از باب آنکه ولایت دارد و ولى دم است، پس مراد از ثارالله اینست که صاحب حق خداست و خدا طلب این حق را می کند.

 و این عبارت با دعاى ندبه منافات ندارد که میفرماید: این الطالب بدم المقتول بکربلا زیرا حضرت قائم آل محمد (ص ) ولى دم جدش ‍ حسین (ع ) در دنیا و خدا ولى دم او در عالم آخرت است.
دلیل بر اینکه آنحضرت ولى دم جد مظلومش حسین (ع ) است آیه مبارکه: ولا تقتلو النفس التى حرم الله الا بالحق من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فى القتل انه کان منصورا الاسراء ۳۳ یعنى هرگز نفس محترم را نکشید خداوند قتل را حرام کرده و هر که مظلوم کشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط داده ایم که انتقام مقتول را بگیرد در قتل و خونریزى اسراف نکنید که او از طرف ما مؤ ید و منصور است.
در کافى از حضرت صادق (ع ) روایت کرده که این آیه در حق امام حسین (ع ) وارد شده آنچه که از آیات و اخبار استفاده می شود اینست که حضرت امام حسین از روى ظلم و جور کشته شده و خداوند ولى خون آن مظلوم را در دنیا فرزندش قائم آل محمد قرار داده که چون قیام نماید تسلط بر اعداء پیدا کند و هر چه از آنها را بکشد اسراف ننموده تا آنکه مردم گویند عجب این مرد بیمناک و سفاک می باشد چون حضرت این را بشنود و بالاى منبر رود و بسیار گریه می کند و می فرماید که بخداوندى که مرا بحق مبعوث فرموده که اینهمه که کشته ام عوض بند نعلین جدم ابا عبدالله نمى شو
شرحی بر معنای عبارت “والوتر و الموتور” 
وتر عطف است بر ثار که مناداى مضاف منصوب است، وتر در لغت بمعنى فرد و طاق آمده و بمعنى کینه و خون هم ذکر شده و همچنین بمعنى جنایت و کشتن نزدیکان هم آمده ولى بیشتر بمعنى اول ذکر می شود که فرد باشد و لذا نماز وتر را براى وتر می گویند که بین نمازها فرد و طاق است چه نماز یک رکعتى غیر از آن نداریم و اگر بمعنى کشتن نزدیکان هم آمده، براى آنست که کسیکه نزدیکان او کشته شوند قهرا تنها می ماند باین لحاظ به او وتر می گویند، و اگر بمعنى خون گرفتیم آن هم بمعنى فرد است چه اگر در بین کسى کشته شود او را فرد وتر می گویند یعنى بین ده یا صد نفر یکى کشته شده و بناحق خونش ریخته گشت.
موتور هم در لغت بچند معنى استعمال شده:

طاق و فرد شده
کسى که کسى از او کشته شده باشد
کسى که کشته شود و حق خون او گرفته نشود
بنابراین معانى که در لغت ذکر شد این عبارت از زیارت را سه قسم میتوان معنى کرد:
وتر بمعنى یگانه و فرد باشد و موتور هم تاکید معنى سابق شود مثل حجر محجور و این معنى را در بحار و مشکلات نراقى ذکر نموده اند
وتر بمعنى فرد باشد، موتور هم بمعنى آن کسی که کسانى از او کشته شده باشد، یعنى اى حسین یگانه اى که اقرباء و یاران تو کشته شدند
وتر بمعنى خون ریخته باشد یعنى اى قتیلى که اقرباء و اصحاب ترا کشتند
در بین این سه معنى دومى بهتر است زیرا حقیقتا حسین وتر است از حیث اینکه در مقام امامت مثل و مانندى ندارد و همچنین در مقام شهادت هم نظیر ندارد چه از اول دنیا تا کنون مثل او کسى مظلوم کشته نشده و اینهمه مصیبت ندید و همچنین چیزهائیکه خدا به او مرحمت فرموده است مثل شفاء در تربت، اجابت تحت قبه، بودن ائمه از نسل او، ثواب زیارت او و چیزهاى دیگرى که خداوند در مقابل شهادت فقط با آنحضرت مرحمت فرموده است.
و کسان او هم همگى در کربلا کشته شدند حتى طفل شیرخواره او و اگر على بن الحسین امام سجاد (ع ) کشته نشد براى آن بود که نسل امامت از بین نرود پس آن حضرت موتور است باین معنى که همه اصحاب و یارانش در کربلا روز عاشورا کشته شدند.

منبع : آذرنیوز

نظرات بینندگان
1394-01-26-09:41:30
حسین قلیزاده:
سلام به این شرح زیارت عاشورا نیازمندم 09306584623 HosseinGholizadeh1366@gmail.com
0 0
پاسخ به این اظهار نظر
نظرات کاربران
نام:
امام علی(ع): خوشبخت ترین مردم در دنیا کسی است که از آنچه می داند برایش زیان آور است دوری کند و بدبخت ترین آنان کسی است، که از هوای نفس خود پیروی کند.
السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا السلام اي جلوه گاه ذوالمنن السلام اي کشته هاي بي کفن
کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی تحکیم وحدت می باشد.