اشتراک

تاریخ برای شناخت ما به هنرمان استناد خواهد کرد

یادداشت سرکار خانم فاتحی به مناسبت روز هنر انقلاب اسلامی

خدا دنیا و موجوداتش را، به گونه ای ماهرانه و دقیق آفرید که نقطه ای هم از نظرش جا نماند؛ همه چیز خارق‌العاده و هنرمندانه، همه چیز…
انسان به عنوان اعجاب انگیزترین اثر خالق، که روح الهی در وجودش دمید، آفریده شد. او خلیفه الهی بر روی زمین قرار گرفت. رخت خلافت بر تن کردن نیازمند آن است که در اعلی ترین درجه کمال انسانیت باشی با بیشترین شباهت به آفریدگارت؛ برای دستیابی به این مهم باید هنرمندانه زیست و رحلت نمود.
از انسان های اولیه که گفته می شود، نقاشی های دیوار غار ها ،مجسمه های کوچک دست سازشان به ذهن خطور می کند. بستر زمان اثبات کرد؛ تاریخ و هنر همچون تار هایی در هم تنیدند، تا جایی که تبیین تاریخ هر دوران همراه است با هنرنمایی مردمان همان عصر. مثلا در زمان صدر مسیحیت و دوران اختناق کاتولیک، نقاشی های درون کاتاکومب ها به یاد می‌آید، تصویر چهره ی معصوم مریم (سلام الله علیها) در حالی که عیسی (علیه السلام) را در آغوش دارد و زمانی که از اسلام گفته می شود روح در مساجد دوران صفویه به پرواز در می آید، صدای موسیقی اذان در گوش زمان طنین انداخته، و آرامش خاطر سوغات این سفر معنوی است.
مجسمه های میکل آنژ انسان را در رنسانس شگفت زده می‌کند، در شب های پر ستاره ونگوگ غرق شده و نقاشی های دوران جنگ جهانی درد را در ژرفای وجود رها می سازد.
در پرده خوانی ها، موسیقی و نقاشی در آمیخته است تا تبلور واقعه عاشورا و داستان های شاهنامه را به تصویر کشد و…
آری!!! هنر در تار و پود تاریخ است.
خطای بزرگی است اگر اهمیت آن کم شمرده شود، زیرا هنر از تاثیر گذاریی برخوردار است که می‌تواند حوادث بزرگ و کوچکی رقم بزند، با یک عکس می‌توان آوای مظلومیت کودکان جنگ را به عالم رساند و با یک عکس قاتلان آنان را تبرئه کرد.

از زمان شروع انقلاب اسلامی ایران هم هنر به عرصه آمد، از همان چاپ عکس امام (رحمت الله علیه) روی دیوار ها و مهر خونین دست ها گرفته، تا طنین موسیقی هایی که آزادی را در کوی و برزن یک صدا فریاد می کردند و مردم را به مبارزه فرا میخواندند؛ و آن عکس یادگاری همافران با امام خمینی (رحمت الله علیه) که ندای پیروزی را به مردم نوید داد.
این مکتب پاک و مقدس پر است از مفاهیم والا و عرفانی برای هنری که از فکر های ماتریالیستی خسته است و برگشت به مبانی الهی و انسانی و عاشقی را آرزو دارد.
انقلاب اسلامی با رهبری مانند امام (رحمت الله علیه) آغاز شد، ایشان یک شاعر وارسته بود و درک عمیقی از هنر داشت، به صورتی که وقتی در بین تعاریف و معانی از هنر در نظریه کسانی همچون ارسطو، هگل، تولستوی و… ملاحظه گردد، می توان گفت تعریف امام از هنر در بین همه نظریه ها، متقن ترین معناست «هنر دمیدن روح تعهد در کالبد انسان هاست.»

مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) نیز در بین مسئولان اولین کسی هستند که به هنر توجه ویژه دارند و بر اهمیت دادن به آن تاکید می‌کنند، بسیار هوشمندانه با علم بر مسائل هنری گاهی راهنمایی هایی به هنرمندان میکنند، که هنرمندان اذعان دارند به درک درست و عرفانی ایشان از مباحث هنری.

با این وجود در حالی که انقلاب می توانست بستر مناسبی برای یک جهش هنری در تمام عرصه ها باشد اما این اتفاق نیفتاد، هنر پیشرفت چشمگیری کرد اما نه با مفاهیم والا بلکه، هنر گاه سخیف و دور از آن عشق الهی که در عبد به ودیعه گذاشته شده بود، منحرف گردید.
به عنوان نمونه جشنواره فجر در حوزه های مختلف آمد که جایی باشد برای بروز هنر متعهد و هویت حقیقی اسلامی ایرانی اما محتوای آن همسو با اهداف از پیش تعیین شده این جشنواره نمی باشد.
برای آثار هنری زمان حال تا آرمان‌های انقلاب فاصله بسیار است، در این راه گاهی برخی کج سلیقه قصد سرکوب هنر انقلابی را داشتند و گاهی نیز قصد، انحصار هنر هم رأی با تفکر خویش و هم مسلکانشان را.
واقعیت آن است که نقش و اهمیت هنر و تأثیر آن بر اذهان افراد جامعه نادیده انگاشته شده، هر میزان نسبت به این موضوع غفلت گردد، اهتمام ویژه دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی ایران در زمینه به انحراف بردن هنر والای الهی انسانی با تمام زیبایی هایش بیشتر شده و به اهداف خود نزدیک تر می شوند. در حقیقت هنر هم می‌تواند جامعه را فهیم و آسمانی بار بیاورد و هم آن را به جهل و شهوت و آلودگی بکشاند.

بار دیگر اجتماع نیازمند آوینی و آوینی هایی ست که لذت درک خود از هنر را با همان سبک خاص به دیگران هم منتقل کند و به گفته خویش:”” هدف از هنر اسلامی این است که حال انسان خوش شود.””
سید مرتضی آوینی به دنبال حرکت های نو در هنر بود تا با آن بتواند تفکر ارزشمند اسلام و انقلاب را نه فقط به ایرانیان، بلکه به جهانیان برساند… او راه نفوذ در قلب های مردم دنیا را پیدا کرده بود و مشتاق بود این حلاوت هنر را که زمینه تحول در وی را ایجاد کرده بود، به جامعه جهانی بچشاند.

اکنون نیز ره پویان آوینی وجود دارند، کسانی که با علم به مشقت راه، بازهم در این مسیر حرکت می‌کنند و چشم امید دارند که مسئولان امر تلاش‌هایشان را ارج نهند.
پر واضح است که هنر متعهد قوی در هر زمینه ای، از سینما گرفته تا موسیقی مورد استقبال اجتماع قرار می‌گیرد؛ چنانچه در سالیان گذشته اگرچه آثار اندکی در بین اثرهایی که فقط نام هنر را یدک می کشد، دیده شده است، اما زمینه ی اجتماعی برای پذیرش آن مهیا بوده است.
ناگفته نماند در تمام این سال ها، جریان هنری ارزش محور و نوگرا برای تبیین مفاهیم درست وجود داشته و هنرمندان دغدغه مند تمام تلاششان را برای ارائه این هنر به جامعه کرده اند اما این تلاش ها با تعداد افراد اندک بدون حمایت صحیح و ویژه آنگونه که باید به ثمر نخواهد نشست.
آنچه ذهن را در این میان درگیر می کند، این است که با وجود این تشنگی برای هنر ارزشی چرا از این بستر استفاده نمی‌شود؟
چرا گاهی حتی به جای پشتیبانی هنرمندان متفکر، برخی مسئولین در مسیر آنها سد سبیل می‌کنند؟
هنر را با سلیقه شخصی شان بررسی کرده و به خودشان اجازه اظهار نظر اشتباه و بدون پشتوانه علمی می‌دهند.
درست که انقلاب اسلامی ایران در بسیاری از گرایش ها شاهد موفقیت های شایسته تقدیر بوده است، اما از یاد نرود بروز و ظهور آنها باید در هنرمان نمایان شود، تاریخ برای شناخت ما به هنرمان استناد خواهد کرد!


Related Posts

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *