اشتراک

مطالبات بی اساس؛ بررسی نشریات دانشجویی در حوزه زنان و خانواده

در طول تاریخ ایران به خصوص از مشروطه تاکنون در تمامی رویدادها و حوادث تاریخی و اجتماعی، نقش زنان چه به صورت مستقل و چه در تشریک مساعی با مردان، بیبدیل و غیر قابل انکار بوده است. این امر در انقلاب اسلامی نیز در سطحی وسیع و بسیار پررنگ نمود پیدا کرده است اما با این وجود نمیتوان بیاعتنایی به مطالبات زنان را در طول تاریخ نادیده گرفت. به همین دلیل همواره گروههایی از جامعه برای احقاق حقوق زنان به پا خاستند اما در این میان گروههایی از مطالبهگران، با نگاههای تکبعدی و ناقص، صرفِ رسیدن به برابری با مردان را با نادیدهگرفتن واقعیات جامعه، هدف قرار دادند؛ از همین رو جامعهی زنان را از مسیر اصلی مطالباتشان فرسنگها دور ساخته و گاه خود نیز دچار تناقض شدهاند. برای مطالبهی تخصصی باید الزامات کار پژوهشی را رعایت کرد تا به هدف احقاق حقوق زنان و قرارگیری آنان در جایگاهی متناسب با شأن و منزلتشان دست یافت.

شماره۱

مدتی طولانی است که فراکسیون زنان مجلس، طرحی در خصوص «افزایش حداقل سن ازدواج» به مجلس ارائه نموده که بحث‌های فراوانی پیرامون آن شکل گرفته است.

نشریه‌ی خاتونِ دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در پاییز ۹۷ در مقاله‌ای تحت عنوان «بررسی کودک همسری» در حمایت از این طرح با بزرگ‌نماییِ موضوعاتی همچون آمار بالای طلاق در ازدواج‌های نوجوانان و یا بازماندن آنان از تحصیل در اثر ازدواج، به نکوهش این امر در این سنین پرداخته است.

در مقابل، نشریه‌ی جلوه دانشگاه قزوین در بهار ۹۸، ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کرده است؛ به طور مثال در خصوص محرومیت از تحصیل در اثر ازدواج در سنین پایین، بررسی آمارهای به دست آمده از سازمان‌های آماری مرتبط و کارشناسان آموزش و پرورش نشان می‌دهد در مقطع سنی ۷-۱۷ سال تا سال ۹۶ حدود ۱۴۰هزار نفر دانش آموز بازمانده از تحصیل وجود داشته که کمتر از نیم درصد از از کل این رقم به دلیل ازدواج ادامه تحصیل نداده‌اند.

حال باید قانون‌گذارانی که به دنبال همگامی با استانداردهای کنوانسیون‌های جهانی هستند به سوالی پاسخ دهند که نشریه‌ی شهربانو دانشگاه تبریز در بهار ۹۸ به خوبی آن را تشریح کرده است و آن این که با عنایت به این مسئله که ازدواج‌ در سنین پایین در مناطق مختلف طبق فرهنگ عرفی همان منطقه صورت می‌گیرد، آیا محدود کردن سن ازدواج باعث نمی‌شود که ازدواج‌های شرعی اما غیرقانونی و ثبت نشده صورت پذیرد که نتیجه‌ای جز محرومیت مضاعف دختران‌مان نخواهد داشت؟۱

شماره ۲

حضور اجتماعی بانوان همواره جزو‌ آن دسته از مسائلی است که همه‌ی کسانی که داعیه‌دار تلاش برای احقاق حقوق زنان می‌شوند، خواهان آن هستند اما اختلاف نظر از چگونگی این حضور و هدف از آن، نشأت می‌گیرد.

در این خصوص نشریه‌ی آرمانشهر دانشگاه علم‌ و صنعت در مقاله‌ای تحت عنوان «کارگران بی مزد؛ من‌ بابِ اشتغال زنان» از شکاف جنسیتی سخن به‌ میان می‌آورد که در تعریف آن صرفاً اشتغال را به عنوان حضور اجتماعی در نظر می‌گیرد و با این تعریف ناقص و یک‌جانبه، عملاً بخش‌ کثیری از زنانِ اثرگذار جامعه را نادیده می‌گیرد. همچنین نویسنده در این مقاله به گونه‌ای حضور زن در خانه و تربیت فرزند را با سخنانی همچون “زنان تیمارداران خانه‌اند” حقیر می‌شمرد که گویی تنها راه اثرگذاری زنان به کارگمارده شدن آنان در ادارات و معادن است.

در مقابل این نگرش، نشریه‌ی نبض دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در مقاله‌ای با نام «چالش یک حضور» از حضور اجتماعی زن در چارچوبی معین و بلامانع بودن آن از نگاه اسلام سخن به میان آورده اما اثر او در اجتماع را صرفاً در حضور فیزیکی و آن هم در شغل تمام‌وقت نمی‌داند بلکه زنان را از دید عمیق‌تر، در هر قالبی که فعالیت اجتماعی داشته باشند از جمله نویسندگی یا فعالیت‌های خیریه‌ای اثربخش دانسته و این فعالیت‌ها را جزئی از حضور اجتماعی می‌داند. همچنین آنان را از بُعد تربیتی و اثربخشی روانی، «سکانداران هدایت جامعه» معرفی می‌کند و تربیت فرزند را از مهم‌ترین و اثرگذارترین فعالیت‌های یک زن می‌داند؛ اثری به بلندای تاریخ مردان و زنان گذشته، حال و آینده‌ی کشور.

 شماره ۳

نشریه‌ی فروغ دانشگاه شریف در مقاله‌ای با عنوان «به بهانه‌ی درگذشت پوران شریعت رضوی»، شرایط سخت زندگی او به عنوان همسر علی شریعتی را نقل می کند و معتقد است: “اگر فشارهای اجتماعی و قضاوت های افراد جامعه کمتر می‌شد، ما به جای یک علی شریعتی و زنی قوی به نام پوران شریعت رضوی در «سایه‌اش»، دو شخصیت موفق و مستقل در دوشادوش یکدیگر داشتیم”. این گلایه‌ی «در سایه‌ی علی شریعتی بودن» ابتدا منطقی به نظر می‌آید اما به طور ناباورانه‌ای در مقاله‌ای دیگر از همین نشریه از «بانوی اول» کشورها سخن به میان می‌آورد. در بخشی از مقاله آمده است: “حضور همسر رئیس جمهور در مناسبات فرهنگی و سیاسی امری به‌جاست، چرا که این زنان می‌توانند الگوی سایر زنان جامعه قرار بگیرند”. حال سوال اینجاست چطور می‌شود افرادی که به دنبال هویت مستقل زنان هستند، زنان را در جایگاهی قرار دهند که هویت‌شان صرفاً همسر فلان مسئول تعریف شود؟

مهدیه دهقان، عضو کارگروه رصد حوزه زنان اتحادیه

Related Posts

ارسال دیدگاه

Your email address will not be published. Required fields are marked *