سه شنبه : ۲۸ شهریور ۱۳۹۶

خانه» » تاریخچه دفتر تحکیم وحدت
تاریخ انتشار سه شنبه ۷ شهریور ۹۶ - ۱۸:۲۰

تاریخچه دفتر تحکیم وحدت

تاریخ ریشه ی هویت ماست…

جنبش دانشجویی به حرکت جمعی دانشجویانی گفته می شود که علاوه بر علم آموزی، دغدغه های سیاسی اجتماعی داشته و به دنبال اصلاح گری هستند. صد البته که این دغدغه ها طیف بسیار وسیعی را شامل میشود. از یک نگاه حداقلی و مطالبات صنفی گرفته تا خواست های حداکثری و پیگیری آرمان های سیاسی، اجتماعی و اعتقادی به عنوان اهداف اصلی دنبال میشود.

هرچند برخی مجموعه ها پارا فراتر گذاشته و مطالبات را از مجموعه دانشگاه به جامعه و حتی فراتر از مرزهای جغرافیای مطالبات جهانی دارند.

آغاز راه

آنچه که مسلم است تاریخ جنبش دانشجویی در ایران با “انجمن‌های اسلامی دانشجویان” عجین شده است. امروز بیش از هفت دهه از تاسیس اولین انجمن اسلامی دانشجویان در دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۱ میگذرد. انجمنی که در تقابل با افکار ضد دینی و کمونیستی دانشگاه به وجود آمد و سرآغاز حرکتی شد که اثرات بسیار عمیقی در تاریخ و وقایع آن داشت. در این یادداشت به بررسی اجمالی این تاریخ پرفراز و نشیب خواهیم پرداخت.

در فضای خفقان پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، اولین گروهی که در مقابل استبداد شاهنشاهی ایستادند دانشجویان بودند که در اعتراض به سفر نیکسون به تهران در دانشگاه تهران  تظاهرات کردند. در پی یورش نیروهای نظامی به دانشگاه تهران سه تن از دانشجویان به نام های مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا به شهادت میرسند. اعتراض به تاسیس ساواک در سال ۳۵، اعتراض به تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، اعتراض به تبعید امام و اعتراض  های مکرر به فعالیت های رژیم شاه برای کمرنگ کردن فرهنگ دینی حاکم بر جامعه و دانشجویان و رواج ابتذال و فساد از دیگر فعالیت های دانشجویان در آن سال ها بود.

شروع همدلی

پس از تجربه ی موفق تاسیس انجمن اسلامی در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و نیز بعدها در انجمن دانشکده ی فنی، این مسئله در دیگر دانشگاه ها نیز پیگیری شد به طوری که در سال ۱۳۴۰ اولین کنگره انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها با حضور ۱۳ انجمن ازجمله انجمن‌های تهران، مشهد و … با حضور بزرگانی همچون شهید مطهری، شهید مفتح و دیگران برگزار شد و در سال بعد نیز این کنگره با حضور ۱۷ انجمن برگزار شد.

تبلور کلام امام روح الله (ره)

پس از انقلاب تفکر تأسیس یک مرکز هماهنگی انجمن‌های اسلامی قوت گرفت. بر این اساس هیئت مؤسسی متشکل از ۵ نفر به نام‌های آقایان حبیب‌الله بی‌طرف، محسن میردامادی، ابراهیم اصغر زاده، محمدعلی سیدی نژاد و محمود احمدی‌نژاد مأمور تشکیل اتحادیه شدند. حضرت امام خمینی (ره) در دیداری که این هیئت در اردیبهشت‌ماه سال ۵۸ داشته و مسئله‌ی تأسیس اتحادیه را مطرح می‌کنند، می‌فرمایند: “بروید و تحکیم وحدت کنید”. مضاف بر آن زمانی که این افراد از امام درخواست می‌کنند تا به دلیل مشغله‌ای که دارند شخصی را به‌عنوان نماینده در اتحادیه معرفی نمایند، ایشان حجت‌الاسلام سید علی خامنه‌ای را به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه‌ها و به‌طور اخص در دفتر تحکیم وحدت معرفی می‌نمایند. پس از  تهیه‌ی اساسنامه و مرامنامه‌ای که به تائید مقام معظم رهبری در آن سال رسید، اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان در شهریور ۱۳۵۸ نشست ۱۰ روزه‌ای را برگزار و موارد تهیه‌شده را به تصویب می‌رسانند، سپس جهت بیعت با امام مسلمین راهی قم شده و حضرت امام نیز در ۲۹ شهریور ۵۸ نکات ارزنده‌ای را به ایشان گوشزد می‌کنند. به‌این‌ترتیب ” اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور ” تأسیس می‌شود.

انقلاب دوم

مهم‌ترین مسئله‌ای که در ابتدای کار در دستور بررسی قرار می‌گیرد، تسخیر سفارت آمریکا به‌عنوان مرکز جاسوسی ایالات متحده در خاورمیانه است. این مسئله ابتدا با مخالفت نمایندگان جناح راست یعنی محمود احمدی‌نژاد (علم و صنعت) و محمدعلی سیدی نژاد (تربیت‌معلم) مواجه شد. دلیل مخالفت هم آن بود که این کار باعث این شائبه خواهد شد که این‌ها ذیل بلوک شرق تعریف می‌شوند و معتقد بودند که بایستی با توجه به شعار نه شرقی و نه غربی بررسی بیشتری صورت گیرد. درنهایت تسخیر سفارت آمریکا با رهبری شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت تحت “عنوان دانشجویان پیرو خط امام” انجام شد و امام (ره) با تعبیر انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول آن را مورد تائید قراردادند. بدین ترتیب قدرت و قاطبه ی جناح تسخیرکننده، تحت‌الشعاع اهمیت کاری که انجام داده بود، بیشتر شد. در مقابل جناح راست در غیاب نیروهای حاضر در لانه جاسوسی -که مسئله گروگان‌ها را از کار در تحکیم مهم‌تر می‌دانستند- دومین دوره شورای مرکزی تحکیم را به دست گرفت. مهم‌ترین اقدام آن‌ها هم انقلاب سوم یعنی انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها بود. با وقوع انقلاب و فضای باز سیاسی حاصل از آن، منازعات بسیاری در جامعه و دانشگاه در میان طیف‌ها و نحله‌های مختلف فکری شکل گرفت. برخی گروه‌ها (نظیر سازمان مجاهدین خلق) با حمل اسلحه دانشگاه را به سنگر مبارزاتی خودکرده بودند. دانشجویان انجمن‌های اسلامی به‌عنوان مهم‌ترین جریان اسلامی در دانشگاه‌ها خود را ملزم به  مبارزه در چند جبهه می‌دیدند، از یک‌سو بایستی تجهیز و پشتیبانی می‌شدند تا از مرزها دفاع کنند، از سوی دیگر باید با لیبرال‌هایی که آمده بودند انقلاب را مصادره کنند، مقابله می‌کردند و از دیگر سو بایستی با چپ‌های نزدیک مارکسیست‌ها در جامعه و دانشگاه مبارزه‌ی فکری می‌کردند. در این روزها بیش از ۷۰ گروه سیاسی علیه انقلاب در دانشگاه فعالیت می‌کردند. از طرفی پرواضح است که هر انقلاب نیاز به نهادهای جدید و نیروهای همسو با خود دارد، لذا نهادهای چون جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط دانشجویان انجمن‌های اسلامی پا گرفت. مضاف بر این‌ها انقلاب اسلامی به دلیل مسائل و مشکلاتی که در ابتدا گریبان گیر آن بود، فرصت آن را نداشت که نیروهای جوان با فراغت خاطر تحصیل کنند، اوضاع انقلاب و سپس جنگ باعث  شد بسیاری از دانشجویان بدون آنکه فرصت به پایان رساندن تحصیل خود را داشته باشند، مسئولیت مختلفی ازجمله در سپاه، جهاد سازندگی و فرمانداری‌های مناطق دورافتاده را در دست گرفتند.

در تحکیم افرادی که در ماجرای لانه حضور نداشتند، در اواخر سال ۱۳۵۹، فراکسیونی از چندین انجمن اسلامی با حضور دانشجویان دانشگاه‌های ملی، علم و صنعت ایران، خواجه نصیر و چند انجمن اسلامی دیگر به وجود آوردند. مبنای این اکثریت و اقلیت در بین نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی، بیشتر، پذیرش یا رد نظرات آراء دکتر بهشتی و شهید مطهری بود. همان اختلافاتی که در انتخابات مجلس دوم، جناح‌بندی موسوم به راست و چپ را در احزاب و گروه‌های مختلف از قبیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز و دفتر تحکیم وحدت رقم زد.

مناقشه ی تاریخی حضور در انتخابات

پس از پایان ماجرای تسخیر لانه جاسوسی و بازگشایی دانشگاه ها پس از دو سال، طیف تسخیر کننده ی لانه به دانشگاه ها و تحکیم بازگشته و فعالیت های دانشجویی از سر گرفته شد. مهم ترین مسئله در این دوره موضوع ورود یا عدم ورود به انتخابات بود، عده ای اعتقاد به فعالیت سیاسی در دانشگاه ها داشته و برخی دیگر به دنبال فعالیت های انتخاباتی نیز بودند. تصمیم بر این شد که برای کسب اجازه خدمت امام برسند. ایشان استقبال کرده و فرمودند: “شما ورود کنید، من به موقعش حمایت میکنم”.  لذا پس از ورود این ۱۵ نفر، شورای عمومی جدید (مرکب از ۳۰ عضو) به کمیته انتخاباتی تحکیم تبدیل شد و شروع به فعالیت های انتخاباتی نمود.

با این حال اختلافات پایان نیافت، چرا که دو دیدگاه متفاوت درباره ی نحوه ی حضور در انتخابات وجود داشت، اختلاف نظری که تا سال ها بعد نیز ادامه پیدا کرد.

گروهی معتقد به پرهیز از معرفی مصداق بوده و بر تبیین معیارهای انقلابی اصرار می ورزیدند و گروه دیگر که عمدتا از نیروهای چپ بودند، معتقد به حضور مستقیم و ارائه لیست انتخاباتی مشترک یا مستقل بودند. در این میان با حضور ۱۵ نفر از خط امامی ها در شورای عمومی تحکیم، این طیف دیدگاه خود را غالب کرد و دفتر تحکیم لیست انتخاباتی جداگانه ای ارائه داد که حاشیه هایی درباره آن هم وجود داشت. این لیست مورد حمایت جناح چپ حزب جمهوری اسلامی (که نماد آن نخست وزیر وقت بود) قرار گرفته و ۷ تن از وزرا و معاونین در کابینه نخست وی با صدور اطلاعیه ای از آن حمایت کردند.

حمایت چپ‌های تحکیم از لیست مورد حمایت نخست وزیر، مخالفت گروه مقابل ایشان را به همراه داشت. دکتر احمدی نژاد در این باره می گوید: «در سال ۶۲، در جریان انتخابات مجلس دوم، یک لیستی به نام تحکیم داده شد که همین امر سبب ایجاد دعوا شد و منجر به این شد که دو لیست جداگانه منتشر شود.» در نتیجه این اختلاف عقیده که مدتی پس از نشست سال ۶۱ دفتر تحکیم وحدت بود، سه طیف درون تحکیم شکل گرفت:

طیف راست: مجتبی ثمره هاشمی، محمد علی سیدنژاد، صادق محصولی، حشمت الله طبرزدی و… (طیف تربیت معلم، علم و صنعت و برخی چهره های تهران و امیرکبیر)

طیف میانه: سید عباس نبوی، حسین محمدی، وحید احمدی، علی مقاری و…

طیف چپ: ابراهیم اصغرزاده، علی شکوری راد، محمدرضا خاتمی، علی صفاریان، شمس وهابی، شریف زادگان و… (کسانی که از لانه جاسوسی بازگشته بودند).

در این میان کسانی چون مرتضی سرخو، حسین محمدی، شهاب الدین صدر و مخبر دزفولی که بیشتر فعالان انجمن تهران بودند، توسط طیف چپ گرای تحکیم از انجمنها و شورای عمومی و مرکزی تحکیم اخراج شدند. اعتراضات آنان به وزارت علوم و نخست وزیری هم تحت فشار هژمونی سیاسی چپ ها در دهه شصت، به درخواست‌های آنها توجهی نشد. وجود جنگ و مسائل مهمتر کشور هم باعث شد که دیگر پیگیر ماجرا نباشند. در هر حال در آن ایام هر دو گروه به هر حال به نظام و انقلاب و امام اعتقاد داشتند و اکثرا در جبهه های جنگ حضور داشتند و بسیاری از آنان به شهادت رسیدند.

گلگون کفنان انجمن‌های اسلامی

شهید محمد ابراهیم همت از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی ، شهیدان باکری از انجمن اسلامی دانشجویان تبریز و ارومیه، شهید علم الهدی از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، شهید وزوایی از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و … از این دست هستند. در این زمان یکی از فعال ترین واحدهای انجمن‌های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت واحد جنگ بود که وظیفه آموزش و سازماندهی نیروها و اعزام آن ها به جبهه های نبرد را بر عهده داشت.

پدیده شوم نفوذ

متاسفانه هرچه از سال های ۶۴ و ۶۵ به سمت سال های پس جنگ میرویم، همزمان با تصفیه نیروهای جناح راست، شاهد نفوذ یک جریان انحرافی در دانشگاه ها و به تبع آن در جنبش دانشجویی هستیم. این جریان که یک جریان غربگرای نوین است که درصدد ترویج مفاهیم پایان انقلاب و گسترش تمدن غربهمچون سکولاریزم و لیبرالیزم –البته با ظاهری اسلامی مانند روشنفکران نسل اولیه- می باشد. این جریان با حمایت مجموعه هایی خارج از دانشگاه و در سایه ی شرایط سیاسی-اجتماعی جدید در کشور رشد کرده و موفق می شوند در فاصله سال های ۸۰-۷۵ جنبش دانشجویی و در راس آن دفتر تحکیم وحدت را به دست گرفته و اتفاقات تلخی را رقم بزنند که در ادامه به آن خواهم پرداخت.

تمامیت خواهی جناح چپ

اخراجی های تحکیم که بیشتر از امیرکبیر و تهران بودند، همچون عزت الله ضرغامی، مخبر دزفولی و سید شهاب الدین صدر، هیئت دینی الزهرا را تاسیس کردند که یک تشکل مذهبی دانشجویی در دانشگاه تهران بود. این تشکل برنامه های خود را در مسجد جلیلی میدان فردوسی برگزار می کرد که سخنرانی آیت الله مهدوی کنی هم شامل آن می شد. آخرین این انجمنها انجمن علم و صنعت بود که سرانجام در سال ۶۵ بوسیله نیروهای چپ گرای خارج از دانشگاه سرکوب و تصفیه می شود. بدین ترتیب، جناح راست دفتر تحکیم وحدت با فشار نیروهای خارج از دانشگاه در اقلیت قرار گرفت. پس از تصفیه های سال ۶۱ و بخصوص اخراج آنان از انجمن دانشگاه تهران، اکثر جناح راستی های حاضر در شورای عمومی تحکیم، وارد فعالیت های اجرایی شده و رغبتی چندانی به کارهای تشکیلاتی نداشتند، لذا عمده بار فعالیت ها روی دوش حشمت الله طبرزدی افتاد که به همراه یک نفر دیگر از فراکسیون اقلیت در شورای مرکزی دفتر تحکیم در سال ۶۱ـ ۶۲ عضویت داشت. از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ فراکسیون اقلیت دفتر که به صورت جداگانه به اعلام مواضع می‌پرداخت، تصمیم گرفت به یک مرکزیتی برسد. دلیل این امر، تک ‌صدایی بودن فعالیت دفتر تحکیم وحدت پس از انقلاب فرهنگی در دانشگاه بود. از این رو، «اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان» یا «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویی» در سال ۱۳۶۴ تشکیل شد که طبرزدی هم عضو آن بود. اما این تشکل تا زمانی که میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر در قدرت بود و چپ ها همه امور را قبضه کرده بودند نتوانست اقدامی مهمی انجام دهد و در نهایت به علت افراطی گری برخی از اعضای آن عملا از فعالیت باز ایستاد.

خدا لعنت کند کسانی را که نمی گذارند دانشگاه های ما سیاسی باشند

با انتخاب هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور، که به حاکمیت جناح راست و تضعیف جناح چپ انجامید، قدرت دفتر تحکیم وحدت هم رو به افول گذاشت و انجمن‌های راست گرا هم فرصت ابراز وجود یافتند. کار به جایی رسید که دفتر تحکیم وحدت در موضع اقلیت و مظلومیت قرار گرفت و طبرزدی و هاشمی دست به دست هم دادند تا هیمنه دفتر تحکیم در هم شکند. هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه در تیرماه ۷۰ علیه تحکیمی ها سخن گفت و تشکیلات طبرزدی هم با بیانیه ای از این موضع حمایت کرد. تحکیمی ها پاسخ هاشمی و طبرزدی را دادند و بلافاصله پس از این واکنش، دفتر تشکیلات تحکیم واقع در ساختمان دانشکده قوه قضائیه در خیابان خارک به اشغال درآمد و تحکیمی ها از ساختمان اخراج شدند. اگر نبود ورود رهبر معظم انقلاب، که فرمودند “خدا لعنت کند کسانی را که نمی گذارند دانشگاه های ما سیاسی باشند”، شاید این بار معادله به طور کامل یک طرفه می شد و نه تنها تحکیم که کل جنبش دانشجویی توسط دولت سازندگی، از میان می رفت. به طور کلی تفکر در دولت سازندگی بدین گونه بود که دانشجو باید کار علمی کند و کمتر به دنبال فعالیت های سیاسی باشد، اما سخنرانی مقام معظم رهبری روح تازه ای را در کالبد جنبش دانشجویی دمید.

انشعابات

در همین ایام، گروهی از فعالان “اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان” همچون محسن سهلانی، از این تشکل خارج و اتحادیه جدیدی با عنوان کاملا متفاوت “اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان” را تشکیل دادند که این انشعاب موجب یک طرفه شدن اتحادیه به نفع شخص طبرزدی شد. طبرزدی که ریاست ستاد انتخاباتی دانشجویی هاشمی در سال ۶۸ و سپس ریاست ستاد انتخاباتی هاشمی در سال ۷۲ را بر عهده داشت، انتظار داشت که در دولت دوم هاشمی به او پست وزارت دهند، اما این اتفاق رخ نداد و او به یکباره منتقد هاشمی شد. پس از بروز رادیکالیسم و انحراف در طبرزدی، اتحادیه فارغ التحصیلان دو شاخه شد و انشعابی از آن تحت عنوان «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویی» که تا کنون دبیرکلی آن را لطفعلی عیوضی بر عهده داشته، در انتخابات بعدی از لیست جامعه روحانیت مبارز حمایت کرد. این اتحادیه امروزه به نام «جنبش اعتدال اسلامی» شناخته می شود. پس از تغییر نگرش کلی طبرزدی و سه تن از دوستانش که افراد اصلی تشکیلات بشمار می آمدند، نام «جبهه متحد دانشجویی» را برای خود برگزیده و سعی کردند تا تشکلهای دیگری منجمله تحکیم و «اتحادیه ملی دانشجویان» (به دبیر کلی منوچهر محمدی) را به خود جذب کنند که البته در جذب تحکیم ناکام ماند. رهبران جریان مذکور امروزه خود را جبهه دموکراتیک ایران نیز می نامند. این تشکل در انتخابات ششمین دوره ریاست جمهوری (دوم خرداد ۱۳۷۶) دبیر کل خود حشمت الله طبرزدی را نامزد کرد و پس از رد صلاحیت وی توسط شورای نگهبان، انتخابات را تحریم کرد. طبرزدی پس از این جریانات متوجه نیروهای ملی- مذهبی شد اما با عدم توجه آنها روبرو شده و بسمت جبهه ملی متمایل گردید. طبرزدی امروزه دبیر کل چندین تشکل دموکراتیک و دانشجوبی و حقوق بشر است که رو هم رفته، ۵۰ نفر عضو ندارند. در نهایت طبرزدی به دلیل اقدامات خلاف امنیت ملی دستگیر و روانه زندان شد.

۸ انجمن که حق رأیشان در شورای عمومی تحکیم توسط دبیر تشکیلات تحکیم (ابراهیم شیخ) تعلیق شده بود، به انتقاد از تحکیم پرداخته و به دلیل عدم توانایی برخورد با طیف غالب در دفتر تحکیم وحدت، به همراه برخی انجمن‌های اسلامی که عضو تحکیم نشده بودند و نیز برخی انجمن‌های تازه تاسیس، اتحادیه جدیدی را مستقل از تحکیم با عنوان «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل» در انتقاد از استحاله دفتر تحکیم وحدت تشکیل دادند.

دوم خرداد – دوران سیاه تحکیم

با پیروزی خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۷۶ ، تحکیم و جناح چپ سیاسی کشور از موضع اقلیت به تدریج خارج و با پیروزی در انتخابات شوراهای اسلامی و مجلس ششم توانستند دو قوه از قوای سه گانه کشور را از آن خود سازند. از دوم خرداد به بعد درون دفتر تحکیم وحدت دو فراکسیون با توجه به نفوذ گرایشها و خطوط فکری بیرون دانشگاه در این تشکل، مطرح بود که تحت عنوان فراکسیون سنتی و فراکسیون مدرن فعالیت می‌کردند. این دو فراکسیون با طرح مسئله “اصلاحات” ظهور و بروز یافت و همین امر باعث مطرح شدن دو تفکر در راستای اجرای اصلاحات شد. عده ای که معتقد بودند اصلاحات درون نظام می تواند به ثمر بنشیند و بدون خروج از مرزهای قانون اساسی موفق باشد، به “سنتی” معروف شدند. در مقابل عده ای در خصوص انجام اصلاحات، نگاهشان به بیرون از حاکمیت بود و به اینکه اصلاحات از داخل می تواند رخ دهد، قائل نبودند. اینها هم فراکسیون “مدرن” را به رهبری علی افشاری تشکیل دادند این جریان روابط مخفیانه و گسترده ای با حلقه ی کیان داشتند. نگاه فراکسیون مدرن به اصلاحات در سایه تغییر قانون اساسی، کاهش اختیارات رهبری و به قول علی افشاری ایجاد تعادل بین بخش جمهوریت و اسلامیت نظام بود. در سال های ابتدایی دولت هفتم، دوباره با فشارهای خارجی برخی انجمن ها ازجمله انجمن امیرکبیر به دست مدرن ها افتاد.

در آن سالها دو چیز به رادیکال شدن شرایط دامن زد، یکی حادثه کوی دانشگاه پیش از شروع کار شورای ۷۸ رخ داد و دوم حضور افشاری در کنفرانس برلین و زندانی شدن وی پس از بازگشت به ایران. در نتیجه افشاری تحت تاثیر طیف افراطی اصلاحات که خواستار بالا بردن سقف مطالبات جامعه برای تحت فشار گذاشتن رهبری بودند، تحریک به اقدامات تندی ازجمله طرح شعار “عبور از خاتمی” شد. پس از آن رخدادها، جریان سنتی تحکیم تصمیم می گیرد در مقابل این رفتارهای افراطی بایستد و از آنجا زمینه سازی فراکسیون سنتی تحکیم برای انتخابات شورای مرکزی ۷۸ آغاز می شود.

اوج اختلافات انشقاق در قدیمی ترین و موثر ترین مجموعه ی دانشجویی کشور

یک ماه بعد از جدایی مستقل ها از تحکیم و در آذرماه ۷۸، جناح سنتی تحکیم وحدت که گرایشهای چپ مذهبی و موافق نظام و رهبری داشت، بار دیگر خود را سازماندهی کرد و در انتخابات شورای مرکزی تحکیم وحدت به پیروزی رسید. اما پس از آن، دخالت های اصلاح طلبان و نیز جریانات ملی- مذهبی در امور شورای عمومی و مرکزی تحکیم وحدت در طی سالهای ۷۸ تا ۸۰ مانع از فعالیت منسجم و موثر این گروه و افزایش تنش ها در اتحادیه شد به نحوی که انتخابات شورای مرکزی دو سال پیاپی به نتیجه نرسید و شورای جدید تشکیل نشد. جریان نزدیک به حزب منحله مشارکت در تلاش بودند تا با رادیکالیزه کردن جنبش دانشجویی بتوانند نظام را وادار به عقب نشینی کرده و از آن امتیاز بگیرند ودر واقع این نگاه مشارکتی ها بخشی از تحکیمی ها را به نقطه ای بی بازگشت برد، در مقابل جناح سنتی نیز با وجود فشارهای مختلف در تلاش بودند از این اتفاقات جلوگیری کنند.

در پی شکست گفتگوهای حکمیت دو جناح سنتی و مدرن با محوریت جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین، طیف سنتی که در رأس آن دبیر وقت تشکیلات تحکیم وحدت – سیدمهدی طباطبایی- بود، نشست سالیانه دفتر تحکیم وحدت را در ۲-۳ اسفندماه ۸۰  با عنوان «گامی به سوی استقلال جنبش دانشجویی» در دانشگاه شیراز برگزار میکند. این نشست با حضور ۴۰ حق رای (از ۶۰ حق رای) به نصاب رسیده و شورای مرکزی جدید انتخاب میشود.

در مقابل گروهی از انجمن‌های طیف مدرن با حمایت جبهه مشارکت، نشست دیگری را به طور غیرقانونی و با حضور ۱۵ حق رای در ۱۶_۱۷ اسفند ۸۰ در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار و ضمن زیر پا گذاشتن مصوبات نشست های قبلی اتحادیه در گیلان، بهشتی و شیراز، شورای مرکزی جداگانه ای را معرفی کردند.

وزارت علوم دولت خاتمی اعلام می‌کند که برای وحدت و رفع اختلاف تلاش خواهد کرد، اما در نهایت هر دو شورا را به‌رسمیت می‌شناسد. بدین ترتیب شورای مرکزی که در نشست گیلان و شیراز انتخاب شده به «طیف شیراز» و شورای منتخب دانشگاه علامه طباطبایی به «طیف علامه» شهرت می‌یابد.

کمی بعد اصلاح طلبان متوجه اشتباه خود شده و نمایندگانی را به نشست های طیف شیراز فرستادند. اما طیف شیرازی‌ها که خیانت های اصلاح طلبان را دیده بودند، دیگر آنها را به‌رسمیت نشناختند. در نشست بعدی طیف علامه آنان رسما از جبهه نیروهای خط امام و دوم خرداد خارج می‌شوند و راه خروج از حاکمیت را در پیش می‌گیرند که تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴ هم در همین راستا بود.

انحلال گروهک علامه

هیئت نظارت مرکزی نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاهیان در تاریخ ۱۴/ ۱۱ / ۸۳، طیف علامه را به دلیل دلیل تخلف از اساسنامه، مرامنامه و مقررات مربوط به تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان و نیز نداشتن نصاب لازم در شورای مرکزی غیر قانونی اعلام میکند، اما به دلیل فشارهای خارجی این طیف همچنان به فعالیت غیرقانونی خود ادامه میدهد.

در طی سال های ۸۰ تا ۸۷ طیف های شیراز و علامه در یک حرکت واگرایانه از یکدیگر دور میشوند. طیف علامه در مسیر خروج از حاکمیت در سال ۸۷ بیانیه ای موهن را در رابطه با جهاد ۲۲ روزه مردم غزه منتشر میکند که به توقیف روزنامه کارگزاران نیز می انجامد. انجمنهای اسلامی و در راس آن ها طیف شیراز معتقد به مرامنامه و اساسنامه که نمی توانستند بیش از این شاهد هتاکی ها در لوای نام دفتر تحکیم وحدت باشند، خواستار برخورد قانونی و ممانعت از سوء استفاده این گروهک از عنوان انجمن‌های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت شدند. در نتیجه مسئولین وزارتین علوم و بهداشت هم که از این توهین آشکار به خود آمده بودند، موضوع فعالیت این گروهک در دانشگاه ها را در دستور کار قرار داده و “دبیرخانه‌های هیات‌های مرکزی نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان وزارتین علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی” در تاریخ ۲۸ دی ماه همان سال در پاسخ به نامه دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت –مهدی عباسی مهر- به دلیل عدول مکرر از «اساسنامه و مرامنامه دفتر تحکیم وحدت» طی چند سال گذشته، غیرقانونی بودن «طیف علامه» را مورد تأکید قرار دادند. پس از آن هم برخی انجمن ها –مانند انجمن تهران- که در حرکتی نفاق گونه با هر دو طیف در ارتباط بودند اعلام کردند که از دفتر تحکیم وحدت خارج شده اند. پس از آن بسیاری از جریانات سیاسی از جناح های مختلف در تلاش بودند تا با انحلال طیف شیراز (به عنوان وفاداران به دفتر تحکیم وحدت و انجمن‌های اسلامی) آن را از بین ببرند، جناح چپ به دلیل اینکه این سنگر مهم به انقلابیون بازگشته و جناح راست با ترس از سقوط مجدد آن تلاش کردند تا با از بین بردن تحکیم خیال خود را راحت کنند. اما پیام مکتوب ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) به نشست سالیانه دفتر تحکیم وحدت در اسفند ۸۸ خط پایانی بر تمامی توهمات بدخواهان تحکیم و نظام اسلامی بود.

دفتر تحکیم وحدت در طی سال های اخیر تلاش کرده تا با بازسازی تشکیلات و عمل به اساسنامه و مرامنامه دوباره این سنگر انقلاب را احیا کند. اتحادیه ای که تاریخ جنبش دانشجویی مسلمان بوده و قدیمی ترین و موثرترین تشکل دانشجویی کشور است و می رود تا پرچم استقامت بر «خط امام و رهبری» را بار دیگر برافرازد.

حسن صادق مقدسی

دیدگاه ها بسته شده اند.

به کانال ما در تلگرام بپیوندیدبه کانال ما در تلگرام بپیوندید